سنت دولتی، استبداد دینی و دیکتاتوری مذهبی در ایران در یکسال گذشته دچار چالش شده و سیستم حکومتی علی رغم تلاشها و تقلا برای افزودن بقای خود، رو به زوال است. سال 96 برای ایران سال دشواری بود که نشان از ورود ایران به پروسه ی جدیدی است و مردم آن وضعیت موجود و تبعیض، نابرابری، ستم و شکاف طبقاتی را نمی پذیرند. سیاستهای ایران و ذهنیت موجود دولت‌مداری آن بر‌خلاف و در تعارض با واقعیت جامعه‌ی ایران است. کارنامه ی چهل ساله ی ایران جز فقر، بیکاری، بی عدالتی، زندان و شکنجه دستاوردی برای مردم ایران نداشته است. خشم و تحمل مردم در سال 96 به اوج خویش رسید و در بسیاری از شهرها مردم اعتراضات خود را نسبت به این سیستم و سیاستهای آن نشان داده و شعارهای آنان این واقعیت را نشان داد. هر چند دولت دخالت و دست نیروهای خارج و معاند را دلیل این وقایع دانسته و معترضین را اغتشاش‌گر و مخلان امنیت نامیده اما مردم دیگر از تکرار و توخالی بودن وعده‌های دولت و عدم رسیدگی به نیازها و مشکلات خود به تنگ آمده اند بنابراین اعتراضات آنها دمکراتیک و به حق است، در کنار این، چهره‌ی دولت ایران و وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم به قدری ملموس است که نیازی به کتمان و پنهان ساختن واقعیت وجود ندارد. فساد حکومتی و انحصار قدرت و ثروت رژیم، مردم را با مشکلات فراوانی روبه رو ساخته است. علاوه براین عدم به رسمیت شناختن حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی و اتنیکی خشم مردم را دوچندان نموده است. با قیامهای گسترده ی مردم شوکی به دولت وارد شد تا به خود آمده و نگاهی به وضعیت آنان بیاندازد و پیداست رژیم ایران از قیام مردم هراس دارد. بنابراین بایستی به جای تحکیم قدرت خود در منطقه و دخالت در آن و اختصاص بودجه های کلان به آن به نیازها و وضعیت معیشتی، رفاهی و حقوقی مردم توجه نماید و در قوانین و ساختار حکومتی خویش تغییری بنیادی ایجاد نماید در غیر اینصورت قادر نخواهد بود بیش از پیش هژمونی خود را تداوم بخشد به ویژه در چنین مقطعی که از هر سو مورد تهدید قرار دارد و هر آن امکان دخالت نظامی در آن وجود دارد.

یکی از بارزترین ویژگیهای قیامهای سراسری اخیر در ایران حضور پررنگ زنان بود و می‌توان گفت که زنان نیز دیگر از سکوت در قبال سیاستهای تبعیض‌‌آمیز دولت ایران خسته شده‌اند چرا که زنان به عنوان نیمی از پیکره‌ی جامعه بیشترین بی‌عدالتی در حق آنان صورت می‌گیرد و دولت با استفاده‌ی ابزاری از دین آنان را از بسیاری از حقوق اولیه‌شان محروم ساخته و زنان را مجبور نموده که برای ابتدایی‌ترین حقوق خویش بجنگند. زنان در سیستم سیاسی و اقتصادی جایی ندارند چون این نهادها پایگاه قدرت و ثروت است و رژیم هیچ گاه نمی‌خواهد این ثروت را به تمامی لایه‌های جامعه انتقال دهد و این ثروتهای کلان هر زمان در اختیار سردمداران حکومت بوده است. وضعیت اشتغال و آموزشی زنان در ایران سیمای مناسبی ندارد و نگاه جنسیت‌گرای فرهنگ حاکم بر جامعه زنان را تدریجا به حاشیه می‌راند. بنابراین بایستی زنان بیش از هر قشری به مبارزات خویش در برابر رژیم زن‌ستیز ایران ادامه دهند. هر چند در طول تاریخ ایران جنبش زنان افت و خیزهای فراوانی داشته اما روح عصیانگری هنوز در زنان ایرانی و روژهلات نمایان است.

 اعتراض به حجاب اجباری بار دیگر در روزهای پایانی سال گسترش و به بسیاری از شهرهای بزرگ ایران سرایت نمود. زنان با برداشتن حجاب خود در واقع خشم خود را نسبت به رویکردهای تبعیض آمیز دولت نشان دادند، با نگاهی به جامعه ی کنونی ایران خواهیم دید که آسیبهای اجتماعی به اوج خود رسیده و این زنان اند که به دلیل قوانین ضدزن در ایران با این مشکلات رودرو هستند. واکنش دولت در مقابل این اقدام زنان تحقیر و جرم قلمداد نمودن این اقدام بود تا به این بهانه آنان را تحت فشار قرار دهند و بدین ترتیب بسیاری از زنان و دختران را دستگیر نمود. حکم یکسال حبس تعزیری به مریم شریعتمداری نشان از قاطعیت دولت در برابر زنان است در حالیکه این حق زنان است که برای کسب حقوق خویش اعتراض نمایند چون دولت ایران هیچگاه اجازه ی به زبان آوردن مطالبات و خواسته های به شیوه ای دمکراتیک نداده است. بایستی بر این مهم تاکید نماییم که حجاب اجباری در ایران محصول قوانین شرع و اسلام است که دولت آن را علیه زنان به کار برده در حالی که انتخاب نوع پوشش از حقوق اولیه هر انسانی است. بایستی زنان در چنین موقعیتی از عدم انسجام و واگرایی احتراز ورزیده و با وجود تمام تفاوت‌مندیها برای احقاق حقوق خویش همراه با تمام اقشار جامعه مبارزه کنند.

                                                                                   جامعه زنان آزاد شرق کردستان‌ـ کژار

                                                                                   1397.1.10

 

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید