سیران فهیم

در هرجامعه و سرزمینی فرد یا افرادی ظهور می کنند که جهت دریافت مطالبات فرد و خواسته های جامعه در حوزه های اجتماعی، سیاسی و حقوقی در مقابل امپراطوران و حاکمان روز به مبارزه پرداخته و تا به نتیجه رسانیدن آن هیچگاه عرصه ی مبارزه و مقاومت را ترک نگفته اند. فرد یا افرادی که چنین وظایفی را عهده دار  می شوند، به عنوان پیشاهنگان جامعه شناخته می شوند. اگر بخواهیم به بحث گسترده تری در مورد پیشاهنگ بپردازیم ، درواقع به مانند گشودن دریچه ای نوین از امید و رهایی از چنگال ذهنیت مردسالار و همچنین اشاعه ی فرهنگ مقاومت و مبارزه در اجتماع می باشد. چنین کرداری سبب می گردد جامعه به سوی جامعه ای سیاسی و دموکراتیک سوق داده شود که این نیز پیامی است برای حاکمان اقتدارگر که از راه  اعمال خشونت های سیاسی، فیزیکی، اندیشه ای، اقتصادی و... نمی توانند بر جامعه حکمرانی نمایند؛ چونکه افراد آن آگاه و هشیار گشته و جهت بستر سازی جامعه ای آزاد و دموکراتیک صیانتهای لازم را به عمل می آورند.  

به هنگام پاسخ به این پرسش که واژه ی پیشاهنگ به چه معناست؟ بایست عمیقا بدان اندیشید چونکه جهت تعریف هر واژه ای باید به زمان سفر کنیم زیرا شناسه و ماهیت هرچیزی در زمان ومکانی مشخص نهفته می باشد. رجوع به دوره های مختلف تاریخی سبب می شود که با پیشاهنگان بسیاری آشنا شویم که نسل به نسل در حفظ و نگهداری میراث نیاکانمان کوشیده و هزینه داده اند و در راستای گسترش و بازتاب تجربیات حیاتی، اجتماعی وهمچنین دستاوردهای ارزشمند افراد بسیاری در راه رسیدن به رهایی و دموکراسی جان خویش را فدانمودند. در اینجا باذکر چند نمونه از پیشاهنگان بیشتر آن را مورد موشکافی قرار می دهیم؛ اول اینکه پیشاهنگی که نیروی ایستادن را به فرد آموزش می دهد، دوم آنکه پیشاهنگی که نحوه ی نگرش و اندیشیدن را می آموزد وسوم پیشاهنگی که در زوایای پنهان به دنبال حقیقت و واقعیت می باشد. خانواده، جامعه و فرد که باهم مرتبط بوده وبصورت زنجیره ای به هم متصل اند و دارای معنای جوهری بوده، همزمان نقش تعیین کننده ای را در جهت پیشبرد و نهادینه کردن دموکراسی و آزادی در جامعه و فرد ایجاد می نمایند. نهاد خانواده اولین مکانی می باشد که فرد بعنوان اولین پیشاهنگان خویش اساس راه خود قرارمی دهد و خانواده نیز در مقابل، او را برای ورود به اجتماع آماده می کنند. پس از اینکه فرد وارد جامعه می شود، پیرامونی که در آن جای گرفته است، بسیار متفاوت تر از فضای خانواده می باشد. به همین دلیل دچار تناقض می گردد و در پی رسیدن به واقعیت و حقیقت های جامعه و فرد، تا بی نهایت مرزها را در می نوردد.   

هنگامی که حاکمان مقتدر و هژمون گرا استبدادگری خویش را از راه سرکوب، خشونت های فیزیکی و اندیشه ای و همچنین تعرض هایی که در بطن و بدنه ی اجتماع و افراد آن اعمال می نماید، فردی که بعنوان پیشاهنگ حوزه ی انحصاری قدرت را مبدل به حوزه ی مبارزه و مقاومت می کند، به موازات این گامها، سیاست مقتدران را برای همگان آشکار می کند و به مبارزه علیه استبدادگری می پردازد. این نکته بسیار حائز اهمیت می باشد، موجودیت پیشاهنگ در ادوار تاریخی ما را با واقعیت هایی روبرو می نماید که به چه میزان افراد جامعه در جهت دستیابی به حقوق اولیه ی خویش بعنوان انسان کوشش نموده و همچنین گذر زمان که رشد ذهنیت مردسالاری را بهمراه داشته چگونه حوزه ی نفوذی زنان را در اجتماع و سیاست معدود ساخته و در مقابل نیز زنان در برابر چنین بی عدالتی و نابرابری چگونه عمل نموده و مبارزه های نظامی، اجتماعی و سیاسی را در جامعه پیشبرد داده و علیه ذهنیت استبدادگر اقدام به مجادله و پیکار نموده اند.

به هنگام بحث کردن در مورد پیشاهنگ، بدون تأمل پیشاهنگ مرد در ذهنمان نقش می بندد. این نیز حاصل سیاست های مقتدران و ذهنیت مردسالاری می باشد که از این راه بر جامعه ی زنان حاکمیت پیدا کرده  و تاریخ مبارزه و مقاوت آنان را  به تحریف کشانده اند. افزون براین از زنان در جهت پیش روی قدرت و هرچه بیشتر سرمایه استفاده ی لازمه را می برند. حاکمان دسپتیک از دیرباز تاکنون در کتاب های تاریخی، اجتماعی، سیاسی و... به مردان جایگاه ویژه ای تعلق داده و همیشه نقش و جایگاه آنان را در سمت های مدیریتی، نظامی و سیاسی به تصویر و رشته ی تحریر درآورده اند؛ در مقابل نیز از زنان بعنوان خدمتگزار در معابد، قلعه ها، مزارع و همچنین وسیله ای جهت خوشگذرانی و لذت های شهوانی شان نام می برند. اما واقعیت جامعه ی زنان در تاریخ عکس این تحریر می باشد. در تاریخ همواره دو خط مبارزه و تسلیمیت به موازات همدیگر تداوم داشته و دارند؛ این واقعیت در مورد جامعه ی زنان مصداق دارد. مردان حاکم برای اینکه زنان اکنون و در آینده موانعی در برابر اقتدارشان ایجاد ننمایند آنان را به چنین مکان و جایگاهی سوق داده اند که در سطر بالا با ذکر تاریخ بدان اشاره نمودم. در واقع این سیاست های ذهنیت مردسالار و هژمون گرایی است که  بخش کوچکی از جامعه ی زنان را ازهم گسیخته اند.  خط مبارزه که بخش عظیم جامعه ی زنان را تشکیل می دهد شجاعت و مبارزه ی زنانی می باشد که با اندیشه و کردار خویش جامعه را از لحاظ : زراعت، اقتصاد، سیاست، پزشکی و... جهت دهی نموده و دیدگاهی نوین از استعداد، نیرو و توانایی را برای زنان در تمامی عرصه ها به ارث گذاشتند.

در هرکجا وهر زمان اگر زنی پیشاهنگ بوده دیدگاهی متفاوت تر و موثرتر بر اجتماع گذاشته است، چونکه بنا بر تعریف و چارچوبی که ذهنیت مردسالاری برای جامعه ی زنان تعیین کرده است، اگر خارج از این چارچوب قرار گیرند دیگر نمی توانند بر آنان حکم نمایند. افزون بر این پیشاهنگی زنان باعث ایجاد تغییرات بزرگ و چشمگیری از اندیشه و کردار در جامعه، بویژه زنان گشته که با وارد شدن زنان دیگر به عرصه ی مبارزه، تمامی حصارهای کشیده شده ی مقتدران را درهم شکسته و همزمان زنگ خطری می باشد برای ذهنیت مردسالاری. در حقیقت جنبش وخیزش زنان همانا خزانه ای از اندیشه و عمل می ماند که پس از هربار گشودن درخشندگی و رنگ آن پیرامون را روشن نگه می دارد.     

همانگونه که درباره ی اهمیت و ضرورت پیشاهنگ در جامعه بحث شد، دراینجا لازم است با ذکر نمونه ای در عصر 21 بمراتب بیشتر آن را بازتاب دهیم. پیشاهنگ لیلا گوون با اقدام به اعتصاب غذا، اعتراض خویش را به حکومت ترکیه اعلان نمود. پیشاهنگ زن، لیلا گوون در شمال کوردستان «باکور کوردستان» جهت شکست حصر عبدالله اوجالان مدت 6ماه است دست به اعتصاب غذا زده و تا رسیدن به خواسته ی خویش که شکست حصر عبدالله اوجالان می باشد، اعتصاب خویش را ادامه می دهد. لیلا گوون در یک جمله بدین مضمون: تازمانیکه به خویش فرمان دهم وجودم با من همراه است، ما را از این واقعیت آگاه می سازد که خویش فرمان بردار خود هستیم. ما هستیم که سرنوشت خویش وجامعه را تعیین می نماییم، آیا می خواهیم در جامعه ای آزاد زندگی کنیم یا اینکه تحت فرمان فرد یا حاکمان روز باشیم؟ پیشاهنگی لیلا گوون نه تنها در کوردستان محدود نماند بلکه باعث ایجاد تلنگری گشت در سطح آسیایی و اروپایی جهت بازپس گیری و برقراری دموکراسی و رهایی که عبدالله اوجالان 4 دهه پیشاهنگی آن را برعهده گرفته است. اکنون در کوردستان، جامعه ی زنان جایگاهی سیاسی و نظامی را برای خویش بنا نهاده اند. ازجمله: یگانهای مدافع زنان آزاد « YJASTR »، حزب آزاد زنان کوردستان  « PAJK» و... که از اندیشه وفلسفه ی عبدالله اوجالان که فلسفه ی حیات آزاد می باشد تغذیه می نمایند. نزدیک به 4 دهه می باشد که فعالیت خویش را شروع نموده و اکنون  این اندیشه  و فلسفه جهانی شده وبه سطح کیهانی رسیده است.

در پایان نیز می خواهم براین امر تاکیید نمایم، در چنین برهه ی زمانی که ذهنیت اقتدارگر و مردسالاری با جامعه، بویژه ملت زنان در مجادله و پیکار هستند تنها راه مقابله و برون رفت از آن، افزایش سطح آگاهی ودانش زنان نسبت به هویت وماهیت شان می باشد که آنان را به سوی کرداری صحیح و مناسب در جهت مدیریت وسازمان دهی جامعه سوق می دهد. به موازات این امر، تنها موجودیت پیشاهنگ یا پیشاهنگان در جامعه است که  فضای بسته و غبارآلود اندیشه ای و کرداری زنان را گشوده که با نگرشی بیناتر به پیرامون بنگرند و مرگ و تسلیمیت را پیشه راه خویش قرار ندهند. دراینجاست که جامعه ی زنان با نگاهی ژرف بینانه و گوشی شنوا به پیرامون نگریسته وخویش را مسئول هرگونه امری در جهت ایجاد تغییرات بزرگ وبنیادین اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... در جامعه دانسته و به عمل می رسانند.

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید