طرح این سوالات در مورد آسیب شناسی جنبشها و مبارزات زنان از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد که اهمیت اتحاد و همبستگی زنان چیست؟ دلایل عدم استقلال زنان از آغاز پیدایش ذهنیت اقتدارگرایی مردسالاری چیست وچگونه پدید آمده است؟ راهکارهای کلیدی برای چاره یابی مسائل زنان در مقابل سیاستها و خشونتهای دولت کدامند؟

بریتان اوستا

طرح این سوالات در مورد آسیب شناسی جنبشها و مبارزات زنان از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد که اهمیت اتحاد و همبستگی زنان چیست؟ دلایل عدم استقلال زنان از آغاز پیدایش ذهنیت اقتدارگرایی مردسالاری چیست وچگونه پدید آمده است؟ راهکارهای کلیدی برای چاره یابی مسائل زنان در مقابل سیاستها و خشونتهای دولت کدامند؟ تمامی اینها سوالاتی می باشند که بدون شک در افکار هر زنی به صورت روزمره تداعی می شود ودغدغه هایی را به وجود آورده و زنان را دچار چالش نموده است.

 درک و آگاهی از اهمیت مفاهیمی همچون اتحاد و سازماندهی برای بقای هر نیروی اجتماعی و در معنای وسیع تر کیهان امری ضروری به شمار می آید. بدون شک هر موجود زنده بنا بر شرایط زیست شناختی خویش و با توجه به عقل و دانش خویش بر این واقعیت واقف بوده که برای تداوم بقای زندگی به اتحاد وهمبستگی نیاز دارند و فردیت به معنای شکاف وفروپاشی نسلش می باشد. انسان نیز جزیی از این واقعیت بوده و از این حقیقت به دور نمی باشد. انسان موجودی متفکر می باشد ودلیل برتری آن بر سایر موجودات  نیز همین ویژگی می باشد. جنسیت؛ مقوله ای می باشد که در تمام کیهان وجود دارد و از ویژگیهای طبیعی وتفکیک ناپذیر هستی می باشد وبه هیچ عنوان عامل برتری؛ جنسی بر جنسی دیگر نبوده و تفاوت جنسی از ویژگیهای زیست شناختی به شمار می رفت. اما متاسفانه با وجود این حقیقت انکار ناپذیر، این زنان می باشند که به مراتب بیش از سایر اقشار اجتماعی با واژه ی اتحاد وانسجام بیگانه و شده وسالهاست که درحاشیه اجتماع قرار داشته  واین اثباتی است بر وجود سلطه و برتری خیالی مردان بر زنان وبه دست گرفتن سکان مدیریت جوامع توسط مردان.

 زنان از نیروهای  مولد اجتماعی می باشند که دارای کاراکتری حیاتی در فرآیند و روند توسعه اجتماعی می باشند .در تمامی مراحل تکامل اجتماعی نقش بسزایی ایفا نموده اند. در دوران اولیه اجتماعی شدن؛ تبعیض جنسیتی میان زنان ومردان وجود نداشته و تقسیم کار بر اساس ویژگی های زیست شناختی و موقعیت اجتماعی آنان بوده و هرشخص مطابق توان فیزیکی خویش مشارکت می نمود. این مسئله هیچ یک از اعضای جامعه را آزرده خاطر نمی کرد و از برتری جنسی وتبعیض خبری نبود. با انباشت سرمایه واستثمار دستاوردهای زنان وجامعه توسط ذهنیت مرد سالاری و مدیریت جامعه توسط قشر اندکی از جامعه، به مرور زمان  توازن وتعادل جامعه برهم خورد و ذهنیت برتری مردان نسبت به زنان نهادینه شد و دستاوردهای آنان در چرخ دنده های ذهنیت اقتدارگرای مردسالاری قرار گرفت و دوران بردگی واستثمار زنان با تبعیض جنسی آغاز گردید. در دوران ذهنیت مادرسالاری اقتصاد بخش اصلی خانواده بوده وتولید ومحیط خانواده دو اصطلاح تفکیک ناپذیر بودند که در آن تمامی اعضای خانواده برای تامین مایحتاج خویش کار می‌کردند، اما با صنعتی شدن ابزار تولید وخروج محل تولید به خارج ازخانه؛ تقسیم کار براساس ویژگی زیست شناختی شروع شد.

فرهنگ پدر سالاری با تقسیم کار ومحول نمودن انجام امور خانه به زنان؛ عملا به نوعی سبب سلب فرصت مشارکت برابر زنان را فراهم آورده وبه تدریج به صورت یک نهاد ذهنی درآمده است؛ که مطابق آن؛ الگوهای رفتاری متناسب به همان ارزش ها را به زنان ارائه می‌دهد؛ منزوی کردن زنان در خانه جهت خدمتگذاری به شوهر، فرزند؛ نمونه ای از آن است که میتواند پیامدهای دیگری را به دنبال بیاورد. تفکیک جنسیتی؛ نخستین روشی می باشد که جامعه مبتنی برسرمایه داری برای حفظ برتری مردان نسبت به زنان به کار می گیرد. برهمین اساس زنان را وابسته مردان می‌نمایند. بر همین مبنا یکی از دلایل عمده عدم استقلال زنان در جامعه تبعیض جنسیتی می‌باشد که این مسئله را به وضوح می‌توان در تمام عرصه های سیاسی، اقتصادی مشاهده نمود. به عقیدەی برخی ها عدم ناتوانی زنان در مشارکت سیاسی و اجتماعی؛ تفاوت زیست شناختی زنان نسبت مردان می باشد برهمین اساس بسیاری از ارزشهای جامعه را براساس آن پایه ریزی نموده اند و جامعه را در این راستا جهت دهی نموده اند که زنان نسبت به مردان دارای منطق کمتر بوده وبیشتر عاطفی برخورد مینمایند .این به مصلحت نظام نمی باشد وتفکیک جایگاهی زنان ومردان را امری طبیعی تلقی مینمایند. به هنگام بحث از مشارکت سیاسی اجتماعی زنان  در جامعه منظور تنها مشارکت در انتخابات و دادن رای نمیباشد. البته چنین مشارکتی را کوچک نمی پنداریم و براین امر واقع هستیم، که برای نیل به چنین حقی نیز مبارزات گسترده ای توسط فمینیست ها صورت گرفته است. اما درواقع مشارکت به معنای جای گرفتن زنان در تمامی نهادهای دمکراتیک که در آن نقش تعیین کننده و تصمیم گیرنده را داشته باشند.  

با تفکیک محیط اجتماعی به سپهر خصوصی وسپهر عمومی توسط نظام سرمایه داری و دور نگه داشتن زنان ازمحیط های عمومی  در دوران آغاز انقلاب صنعتی شکافی ما بین دنیای زنان ومردان به وجود آمد که سبب تضعیف نقش زنان در مدیریت جامعه گشت. البته نباید این مسئله را فراموش نمود که آغاز تبعیض جنسیتی تنها مختص به قرن نوزده یا بیستم نمیباشد وقدمت آن به آغاز دوران ذهنیت پدر سالاری برگشته؛ اما دراین دوران  به شیوه‌ی محسوس تری قابل رویت می باشد.  

زنان به سبب وجود هویت مشترک در هر کجای این کره خاکی باشند برای ذهنیت مرد سالار تفاوتی نداشته وهویت زنان را برای خویش خطر محسوب می نمایند بر همین مبنا از شکاف انداختن بین اتحاد و انسجام زنان و اعمال محدودیت های فراوان بر زنان خودداری ننموده واز هر ترفندی استفاده می کنند تا از همبستگی زنان ممانعت به عمل آورند.  

با نگاهی به قوانین ایران به وضوح متوجه وجود تبعیض جنسیتی خواهیم شد، قوانینی که از لحاظ تئوری  به برابری جنسیتی در تمامی شرایط تاکید می‌ورزد اما در عمل، دارای پارادوکس ودرمغایرت می‌باشد و زنان درتمامی ابعاد زندگی خویش با نابرابری جنسیتی  روبه رو می‌شوند. حضورزنان درتمامی انقلابهای ایران در ادوار مختلف ونقش پیشاهنگی آنان برای جامعه غیر قابل انکار می‌باشد. در قرن معاصر انقلاب ۵۷ که با پیشاهنگی قشر زنان به پیروزی رسید، زنان انتظار داشتند که شرایط و اوضاع سیاسی، اجتماعی آنان در تمامی عرصەهای زندگی بهبود یابد و قانون به مدافع آنان مبدل شود؛  اما متاسفانه تمامی وعده وعیدهای رژیم ایران پوشالی بود و با مبدل گشتن قانون اساسی ایران به قانون اسلامی ایران در سال ۱۳۵۸ ضربەای مهلک به مشارکت و جایگاه زنان در مناسبات اجتماعی، سیاسی واقتصادی وارد گشت. زنان ایران همانطور که در تمامی ادوار تاریخی در مقابل سیاست‌های زن ستیز به جدال پرداختەاند وبا نظام مرکزیت‌خواه ایران مبارزه نموده ودستاوردهایی را به ارمغان آوردەاند، بایستی بنا بر نقش تاریخی خویش با رژیم اقتدارگرای ایران مبارزه نموده. باید در مقابل تبعیض جنسیتی که سیستم اقتدارگرای ایران به بهانه های متفاوت (مذهبی-بیولوژیکی) در قبال زنان به کار میگیرد به مبارزه پرداخت. پاشنه‌ آشیل رژیم اسلامی ایران؛ اتحاد وهمگرای درمیان زنان در تمامی عرصه های اجتماعی می باشد. از پویایی و ایستار زنان می‌هراسند. زنان باید بر این امر واقع بوده و برای دستیابی به آزادی وتحقق برابری در تمامی ابعاد زندگی در مواجه با سیاست های ضد زن ایران دارای موضع گیری مستحکم بوده و با قدم های استوار برای جامعه، آزادی را به ارمغان بیاورند

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید