چه عاملی موجب ایجاد انگیزه ی قتل می شود؟ آیا اقدام به قتل گزینه ای است برای رفع حس ناتوانی و بیچارگی؟ یا به دلیل از میان بردن شخصی است که ایجاد مانع کرده؟ آیا اقدام به قتل موجب احساس رضایت و آسودگی خواهد شد؟ می توان قتل را یک رویداد در نظر گرفت یا عواملی ریشه ای مانند بیماری های روحی و روانی در اقدام به این عمل نیز دخیل اند؟

بنفشه امیری

چه عاملی موجب ایجاد انگیزه ی قتل می شود؟ آیا اقدام به قتل گزینه ای است برای رفع حس  ناتوانی و بیچارگی؟ یا به دلیل از میان بردن شخصی است که ایجاد مانع کرده؟ آیا اقدام به قتل موجب احساس رضایت و آسودگی خواهد شد؟ می توان قتل را یک رویداد در نظر گرفت یا عواملی ریشه ای مانند بیماری های روحی و روانی در اقدام به این عمل نیز دخیل اند؟

درباره ی چگونگی و پیدایش  پدیده ی قتل اگر بخواهیم از دیدگاهی کلی به این پرسش پاسخ دهیم عوامل بسیاری موجودهستند که در تعیین انگیزه ی قتل و همچنین انتخاب مقتول نقش دارند؛ ازجمله: قتل هایی با سرمنشا های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی. اما اینها تنها عواملی نیستند که موجبات قتل را فراهم می سازد. جهت درک ونتیجه گیری صحیح از بروز این پدیده، باید با نگرشی عمیق و ژرف بینانه به این مسئله پرداخته و آن را مورد بررسی وتحلیل  قرار داد. دراین راستا ابتدا بایست به زمینه ی پیدایش وقوع آن تاملی داشته باشیم.

بیش از ۵۰۰۰ سال است که حاکمان مقتدر مرد سالار از دیدگاه برتری جنسیتی با ایجاد بحرانها و پدیده ها، سیاستهای خصمانه ی خویش را بر جامعه وافراد آن تحمیل نموده اند تا به آنجا که افراد آن  تاب تحمل فشارهای وارده را نداشته که این موضوع نهایتا موجب قربانی شدن افراد آن جامعه توسط خودشان می شود. این نیز حاصل سیاستهای خصمانه ی نیروهای اقتدارگر و ذهنیت مردسالارانه می باشد که جامعه وافراد آن را تحت شدیدترین فشار روحی و روانی قرار داده که از این راه آنان را به مرگ و پوچ گرایی که درواقع مرگ خاموش می باشد سوق دهند. در این گذار قشری که بیشتر از اقشار دیگر مورد آسیب قرار می گیرد جامعه ی زنان است. ایدئولوژی و سیاست حاکم بر اجتماع  پس از گذار از هر مرحله ی تاریخی تغییر چهره داده و حوزه ی انحصار قدرتی خویش را گسترش داده است. ذهنیت مردسالاری، جنسیت گرایی، اسلام سیاسی و... از نقاب های زورمداران در گذشته واکنون می باشد که از این راه بستری جهت مالکیت بر زنان را روا نمایند.

نظام استبدادگر ایران نیز ادامه دهنده ی همین ذهنیت است و حتی می‌توان گفت با رویه ای بسیار خشن‌تر و تندخوتر آن است. حکومت اسلامی ایران نیز همواره سعی می نماید با بهره گیری از نهادینه نمودن ولایت فقهی در سیستم قانون اساسی ایران تمامی افکار و اذهان عمومی را همراستا با اهداف خویش یعنی دولت اسلامی سیاسی که دارای ذهنیت مردسالار و زن ستیز می باشد را جهت دهی نموده و زنان را از ماهیت وهویتشان دور گرداند. اگر تا کنون شاهان و امپراطوران به نام خویش زنان را کشته و یا زیر تیغ گیوتین و یا شمشیر جلادان سپرده‌اند؛ حکومت استبدادی ایران  با نام خدا، شریعت و قانون اختیار کامل زنان را بدست همسر، پدر و برادر سپرده تا به مرحله ی عمل بگذارند. شیوه ی عملکردی سیاست زن ستیزانه ی حکومت استبدادی ایران که بصورت غیرمستقیم در قتل آنان نقش دارد، همانا جنگ های نیابتی اند که درخارج از کشور مدیریت وسازمان دهی می کنند. به موازات این شیوه از سیاست، در داخل نیز از طریق جامعه و خانواده  خواهان ازهم گسیختگی جامعه ی زنان است.

نظام ایران اکنون دروضعیت اقتصادی، اجتماعی وسیاسی بحرانی بسرمی برد ودر داخل و خارج با بحران وکائوس روبرو گشته است ؛ برهمین مبنا جهت روزنه ای برای نفس کشیدن با اعمال و تشدید خشونتها در برابر جامعه ی زنان دریغ نورزیده و با قتل آنان خواهان طولانی بودن پایه های قدرتی خویش می باشد.

زنان در شرق کوردستان وایران از این قتلها سهم قابل توجهی داشته و تاکنون نیز به همین منوال ادامه دارد. از ابتدای انقلاب تا کنون نیز قتل زنان به جرم ناموسی، اختلافات خانوادگی، معاندت با نظام و ولایت فقیه و ... با پوشش قانون و شرع همچنان در دستور کار این رژیم قرار دارد. پدیده ی قتل از جمله اقداماتی است که ذهنیت مردسالار و جنیست گرای استبدادی ایران جهت امحاء فیزیکی زنان که در ادوار تاریخی بعنوان جامعه ای پویا وعصیانگر شناخته می شدند؛ به شیوه ی بسیار سیستماتیک به کار می برد. افزون براین قتل زنان  در ملأ عام و در انظار عموم بدست نزدیکان خویش که این نیز، عادی جلوه دادن این اقدام وحشیانه و زن ستیزانه می باشد تا راه را برای مردان، برادران و پدرانی دیگر بگشاید که همسر، دختر وخواهر جزو املاک محسوب می شود و شما نیز مالک او هستید. مطابق بااین امر دیگر کسی جرات ننماید درمقابل نظام استبدادی اعتراض یا هرگونه واکنشی نشان دهد.

طی یک سال گذشته آمار قتل زنان بویژه زنان کورد رو به افزایش بود. دست کم بیش از 62 زن در شرق کوردستان به دست وابستگان خویش به قتل رسیده اند. نیروهای قضایی نظام انگیزه ی قتل را اختلافات خانوادگی یا قتل ناموسی اعلام کرده اند؛ که این نیز حاوی این پیام برای جامعه ی مردسالار بوده  که در خانواده نیز قوانینی برای شما وضع گشته که طبق آن، اعمال هرگونه خشونت وشکنجه  مشروع می باشد. نمونه ی بارز آن می توان به قتل دوخواهر سنندجی به دست برادرشان، قتل میترا استاد زن شهردار سابق تهران محمد نجفی، به آتش کشیدن زن سنندجی بدست شوهرش اشاره نمود. نسبت به این اقدام وحشیانه و زن ستیز، گروهی از فعالان زن در سنندج اعتراض خویش را در این رابطه نشان داده که در مقابل با خشونت نیروهای سپاه پاسداران مواجه گشتند. این اقدام نیروی سپاه پاسداران روی واقعی رژیم را نشان دادو آشکار ساخت که هیچگاه ذهنیت زن ستیزانه اش  تغییر نخواهد کرد. به رغم قتل عام های زنان و اعمال خشونت ها که به تعبیری نسل کشی زنان نام برده می شود و با هجوم هایی که از سوی مردان و نظام حاکم به آنان وارد می شود و هر لحظه زندگی آنان با خطر روبرو است. در اینصورت سطح آگاهی، دانش، سازمان دهی و فعالیت های مبارزه ای زنان در تمامی حوزه های اجتماعی و سیاسی جهت ساخت اراده و هرچه بیشتر نیروی آنان در برابر نظام حاکم  می گردد.

 

 

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید