می خواهم در مورد زنی سخن به میان بیاورم، که به دلیل دفاع از حقوق انسانی، اکنون از سوی جمهوری اسلامی ایران محکوم به حبس و 148ضربه شلاق شده است...

 

ماندانا یوسفی

می خواهم در مورد زنی سخن به میان بیاورم، که به دلیل دفاع از حقوق انسانی، اکنون از سوی جمهوری اسلامی ایران محکوم به حبس و 148ضربه شلاق شده است.

خانم نسرین ستوده، وکیل و مدافع حقوق بشر که در سالهای اخیر چندین بار ازسوی نیروهای جمهوری اسلامی با جرم های ساختگی مبنی بر گسترش فحشا و تبلیغ علیه نظام و... دستگیر شده و او را مورد شکنجه قرار داده اند. خانم ستوده همانند دیگر زنانی که در راستای دفاع از حقوق زنان و جامعه علیرغم تهدید و خشونت های نظام حاکم با آنان روبرو شده است.  سخن در مورد عدم عدالت اجتماعی، تبعیض جنسیتی و نابرابری نظام به اصطلاح جمهوری اسلامی در قبال جامعه ی زنان می باشد. خانم ستوده از معدود زنانی است که در نظام جنسیت گرا و انسان ستیز، نظام جمهوری اسلامی به فعالیت های وکالتی و مدافع حقوق جامعه، بویژه زنان را به دوش کشیده وهمچنین خشونتها و تعارض  حکومتی نتوانسته مانعی درجهت فعالیت های او ایجاد نماید.

پرسش اینجاست، آیا خانم ستوده شایان چنین حکمی بود؟ برای پاسخ این پرسش نخست بایست نظام جمهوری اسلامی ایران را مورد موشکافی قرار دهیم. اعتراضات و اعتصابات مردمی دیماه 96 از یک سو و مسائل و رکود اقتصادی از سوی دیگر آغاز شد. پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام و اعمال تحریمات وضعیت سیاسی -اقتصادی ایران وخیم تر گردید. رژیم ایران بعد از گذشت چهل سال از نشستن بر کرسی قدرت هیچگاه به مطالبات و مسائل زنان توجهی نداشته و تمامی تلاش آن وسعت هژمونی و قدرت در منطقه بود تا این گونه از احتمال مداخلات خارجی بر ایران بکاهد و خود را جزیره ثبات و آرامش بخواند. با نگاهی به وضعیت کنونی ایران نه تنها نمی توان نشانی از آرامش و امنیت در جامعه مشاهده نمود بلکه فقر، بیکاری، تورم، سرخوردگی و خشم مردم بویژه زنان از ناکارآمدی و فساد سیستماتیک حکومتی به اوج خود رسیده است. حکومت ایران به اندازه ای که به مسائل سوریه و فلسطین و دخالت در امور سایر کشورها اهمیت می دهد به انبوه مشکلات معلمان، کارگران، زنان و جوانان بی تفاوت بوده  وبا وعده های پوشالی آنان را به مقاومت و ریاضت دعوت می کند. حکومت استبدادی ایران با سیاستها و رویه های خشن خود در این سالها باری از مشکلات مردم نکاسته بالعکس روز به روز زنان با بحرانهای اجتماعی روبه رو میگردند. در ایران به دلیل فساد موجود در دستگاه حکومت، مرز بین غنی و فقیر عمیق شده و این شکافهای طبقاتی با خود مشکلات فراوانی ایجاد نموده که هر یک اثرات مخربی بر جامعه برجای خواهد گذاشت. از سوی دیگر ایدئولوژی مذهبی و دینی در ایران دچار شکاف شده و رژیم دیگر توانای به انحراف کشاندن مردم با برخی شعارها رانداشته ونمیتواند آنان را فریب دهد. همچنین افزون برآن، از سوی دیگر زنان نیز وضعیت موجود حاصل از ناکارآمدی دولت برجامعه و سیاستهای دولت را به وضوح می بینند و سوء مدیریت رژیم بر آنان آشکار گردیده است. برهمین اساس زنان از فعالیت های دولت که ساختار قدرت سیاسی و اقتصادی را مطابق  خواسته های مردان بازسازی کردند، آگاه گشته اند.

به موازات آن زنان  در نظام حاکم علاوه بر عدم حضور در حوزه های اجتماعی،  در زمینه های اقتصادی و سیاسی نیز جایگاهی ندارند. در زمینه اشتغال، تبعیض و نابرابری آشکاری در مقدار دستمزد و نوع شغل وجود دارد. زنان شاغل باید وظایف مادری و همسرداری خود را نیز به بهترین نحو انجام دهند در غیر این صورت با مخالفت همسر وجامعه ی جنسیت گرا روبه رو خواهند شد. میدان سیاست در انحصار مردان است و اگر زنان حضور داشته باشند نمی توانند مستقل و با اراده ای آزاد در مورد خویش و مسائل خود تصمیم گیری نمایند. نظام جنسیت گرا و پدر-مردسالاری ایران با ایجاد رعب و وحشت در میان قشر زنان خواستار این میباشد که آنان را هرچه بیشتر از عرصه های اجتماعی وسیاسی به حاشیه رانده و خواهان شکل پذیری شخصیتی ضعیف در آنان  میباشد. اگر نگاهی به تاریخ مبارزاتی زنان ایران و روژهلات بیندازیم با این واقعیت روبرو می شویم که آنان به چه میزان درجهت مدیریت سرزمین ایران و روژهلات کوردستان کوشا بوده وهمچنین در راستای پیشبرد جامعه چه دستاوردهایی را در زمینه ی اجتمای وسیاسی جامعه به ارمغان آورده اند. اکنون وضعیت سیاسی و اجتماعی زنان در جامعه ایران و روژهلات کوردستان روندی مبارزه جویانه را به خود گرفته است. باوجود خشونت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وسیاسی که حکومت استبدادی ایران برعلیه زنان بکار می گیرد، ولی آنان هیچگاه میدان مبارزه را ترک نگفته اند وبا اراده ای راسخ به مقاومت وایستادگی می پردازند.

به درازای تاریخ تاکنون سیستم های حکومتی و دولتی جهت برقراری عدالت اجتماعی وسیاسی زنان گامی بنیادین برنداشته ونخواهند برداشت. بنا براین واقعیت زنان برای دست یافتن به حقوق اولیه و انسانی خویش صیانت لازم را بعمل آورده و با سازماندهی جامعه زنان را به سطحی از آگاهی و دانش ارتقاء بخشیده اند وبا توجه با این حقیقت  در این راه هرگونه خشونت و تهدیدی را متحمل می شوند. در این راستا  حضور زنان پیشاهنگ در اندیشه ها ،نمایانگر این می باشد که زنان جایگاه قدرتمندی در جوامع به خویش اختصاص داده اند. اکنون پیشاهنگی زنان در ایران و روژهلات کوردستان برای برقراری آزادی و دموکراسی جامعه زنان، امر تاریخی و انسانی خویش را ادا نموده ومهر خویش رابه تاریخ زنان آزاد ومبارز کنونی نهاده اند.  ایستار لیلا تداوم ایستار و مقاومتهای بی نظیر زنان انقلابی کورد در تاریخ جنبش آزادیخواهی کوردستان است. زنانی همچون زیلان، لیلا کاپلان، ویان و دهها زن دیگر که در شرایط بسیار حساس عملیاتی انجام داده اند که مهر خود را بر تاریخ نهاده اند و این گوهر حقیقی زنان کورد است. زنانی همچون سارا که در زندانهای آمد در برابر وحشیانه ترین شکنجه های غیرانسانی مقاومت نمود، شیرین علم هولی در برابر ماموران شکنجه زندان اوین سرتسلیمیت فرو نیاورد و اکنون نسرین ستوده، نرگس محمدی، آتنا دائمی، زینب جلالیان، گلرخ ایرایی و این خط مقاومت ومبارزه همچنان وجود خواهد داشت که ادامه دهنده ی راه آزادی زنان باشند. تنها در این صورت می توانند پایه ها و ذهینت مردسالاری را درهم شکسته و جامعه را نیز به حالت واقعی آن که همان جامعه اخلاقی، سیاسی و وجدانی است سوق داد. بر همین اساس بنا بر واقعیت ذهنیت مردسالار و زن ستیز ایران، بایستی تمامی زنان ایرانی از هر قشر وطبقه ای باشند  از نسرین ستوده صیانت ورزیده و جهت تداوم بخشی راه مبارزه ایشان اتحاد وهمبستگی را شالوده ی مبارزات خویش قرار داده و مبارزه را با محوریت افکار نسرین ستوده به مثابه ی مبارزه با ذهنیتی زن ستیز هزاران ساله را نقطه عطفی جهت گسترش مبارزات خویش قرار دهند. زنان ایرانی بایستی براین حقیقت واقف باشند که موضع گیری وصدور حکم حبس نسرین ستوده تنها برای ایشان نبوده بلکه در معنای واقعیت ذهنیت مردسالاری در برابر تمامی زنان می باشد.

 

 

 

 

.       

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید