دیانا اورین

مسائل اجتماعی در هر جامعه و سیستمی تابع فاکتورهای بسیاری از جمله سیستم حاکم، سیاستها و فرهنگ حاکم بر جامعه است. در ایران برخی از مسائل اجتماعی به تدریج به مرز بحران رسیده است. اعتیاد یکی از این معضلات اجتماعی است که آمارها از افزایش روز افزون شمار معتادین و کاهش سن اعتیاد در ایران و در سالهای اخیر شیوع اعتیاد در بین زنان حکایت دارد. فقر و بیکاری از دلایل اصلی بروز این بحران اجتماعی است. در عین حال به دلیل دسترسی آسان به مواد مخدر و ارزان قیمت بودن آنها، اعتیاد در بین قشر جوان، نوجوان و تحصیلکرده افزایش یافته است. عدم پاسخ صحیح به نیازهای جوانان و نوجوانان، آنها را به راههای دیگری برای برآوردن نیازهای خویش میکشاند.

زنان در ایران به دلیل سیاستهای تبعیضآمیز رژیم، از اولین قربانیان بحرانها و آسیبهای اجتماعی هستند. هم اکنون به دلیل بیتوجهیهای رژیم مسائل و بحرانهای اجتماعی به اوج خویش رسیده است. اعتیاد، فحشا، کارتنخوابی، فرار از خانه و خودکشی که هر یک از این مقولهها مسائل مهمی بوده و بایستی مفصلا در مورد هر یک از آنان و ریشههای آن صحبت نمود.

اعتیاد در جامعهی ایران دیگر مختص به مردان نبوده و متاسفانه مصرف آن در بین زنان نسبت به گذشته افزایش یافته است. جامعهای که زنان آن به اعتیاد آلوده شوند نمیتوان گفت جامعهای امن و سالم است چرا که زنان پایههای جامعه و در عین حال پرورشدهندگان سرمایههای انسانی آن جامعه هستند. کشیده شدن زنان به سوی اعتیاد نیز معلول فاکتورهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. 

 بنابه آمارها اعتیاد در میان زنان ۱۶ تا ۳۰ ساله دو برابر شده است. شیوع اعتیاد بین زنان در میان جامعهی سنتی و بستهی ایران جای تامل است. مشکلات خانوادگی و عدم احساس امنیت در جامعه و خانواده، بیعدالتی جنسیتی، قواعد و قوانین سنتی و دولتی که گام برداشتن برای زنان را دشوار ساخته و در کنار اینها دخالت در حریم خصوصی و نبود آزادیهای شخصی و فردی، فقر و بیکاری زنان و نبود فرصتهای شغلی آنان را به استیصال و بنبست کشانده و برای رهایی از این مشکلات به اعتیاد روی میآورند. برای توسعهی یک جامعه به نیرو و پتانسیل زنان نیاز است و اگر این تواناییها و استعدادها با اعتیاد نابود شود جامعه نیز به پرتگاه نابودی خواهد رسید. بنابراین سرمنشا مسائل زنان در ایران نگاه جنسیتی است که تاکنون با وجود تلاشها و مبارزات زنان، آن طور که باید قادر نبودهاند به حقوق خویش دست یابند. بیگمان اگر زنان در جامعه به عنوان یک زن، یک شهروند و یک انسانی که بایستی تمامی حقوق آنان به رسمیت شناخته شود بحرانهای اجتماعی نیز کمتر و کمرنگتر خواهد شد. متاسفانه زنان معتاد به دلیل نبود امکانات و کمپهای اعتیاد توان ترک اعتیاد را نداشته و این باعث شده که در بسیاری از موارد برای تامین مواد مخدر به فحشا روی بیاورند و بدین ترتیب کارتنخوابی و گورخوابی نیز براین مشکل خواهد افزود. زنان معتاد به دلیل نگرشی که در جامعهی ایران نسبت به آنان وجود دارد بیشتر مورد خشونت قرار میگیرند. بسیاری از زنان در ایران توسط همسران معتاد خویش به دام اعتیاد فرو میروند زیرا همسرانشان برای به سکوت واداشتن زنان در برابر اعتیادشان، آنان را نیز به این منجلاب میکشانند و بدین ترتیب فرزندان این خانواده و نوزادانی که از چنین پدر و مادری متولد میشوند نیز معتاد میشوند. همچنین طلاق و جدایی برای زوجین به ویژه زنان تجربهای سخت است. عدم حمایت خانواده و جامعه از فردی که طلاق گرفته است و همچنین عدم آمادگی خود شخص برای عبور درست از سختیهای طلاق بستری برای افسردگی و گرایش زنان به اعتیاد میباشد. بنابراین اعتیاد در جامعه ابعاد گستردهای داشته و نه تنها یک خانواده بلکه کل جامعه را درگیر کرده و سیمای ناخوشایندی به شهرها میدهد. میتوان گفت تمامی بحرانهای اجتماعی در جامعهی ایران محصول آسیب دیگری است و اگر این آسیبها به شکلی صحیح چارهیابی نشوند با خود مشکلات دیگری را نیز به همراه خواهند آورد.

یکی از دلایلی که باعث میشود معتادین در ایران به شیوهای صحیح مورد درمان قرار نگیرند نگرش جامعه به معتادان همچون مجرم و نه بیمار است. اکثر معتادان زن و مرد در جامعهی ایران به دلیل چنین نگرشی از جامعه و خانواده طرد شده و در انتها به مرگ تدریجی دچار میشوند. بنابراین یکی از تبعات ناگوار سیستم و سیاستهای تبعیضآمیز دولت ایران، شیوع اعتیاد در جامعه است و جامعهای که جوانان و زنان آن به دام اعتیاد گرفتار شوند قادر نخواهد بود در برابر تبعیضات و نابرابریهای رژیم اعتراض نماید و میتوان گفت دولت آگاهانه نیرو و پتانسیلهای جامعه را به مرز نابودی میکشاند تا بهتر بتواند بر جامعه حاکمیت نماید و اعتیاد تنها بحرانی اجتماعی نبوده  بلکه سیاستی آگاهانه در برابر جامعه است؛ علاوه بر این اگر دولت قادر نباشد بسترهای مناسب برای رفاه، شغل، اوقات فراغت و سایر امکانات اقتصادی و اجتماعی را برای تمامی اقشار جامعه ایجاد نماید در آیندهای نه چندان دور، بحرانها به قدری عمیق خواهد شد که چارهیابی مشکلات و زندگی در جامعهای این چنینی دشوار خواهد بود.  

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید