اشتغال فعالیت اجتماعی شدن انسان‌ها و روح پویای یک جامعه می‌باشد.

واران کلهر

اشتغال فعالیت اجتماعی شدن انسان‌ها و روح پویای یک جامعه می‌باشد. به‌هراندازه که زنان و مردان در جامعه فعال گردند، می‌توان گفت که آن جامعه فعال و پویاست. اما سیاستی که امروزه از سوی دولت‌ها بر جامعه اعمال می‌گردد، تبعیض و اعمال خشونت در اشتغال زنان می‌باشد، همین نیز موجب می‌شود دموکراسیِ جامعه، جایش را به سیاستی تک رنگ و آن نیز سیاستی زن ستیزانه و جامعه ستیزانه  بدهد. مردانِ جامعه، زنانِ خانه، مادران زحمت‌کش و همسران بهتر، ازدواج‌های زودرس و تشکیل خانواده، بیکاری زنان، کار مازاد و حداقل دستمزد زنان، ازجمله برنامه‌هایی‌ست که روزانه دولت بر جامعه‌ی زنان اعمال می‌نماید. این مقاله سعی برآن دارد تا در عنوان‌های گوناگون به مسائلی همچون اشتغال زنان و موانع حضور فعال زنان در اجتماع و همچنین خشونت‌های اعمالی در اشتغال بپردازد.

آ) خانه‌ی امن، به امنیت جامعه منجر نمی‌شود

خانه‌ی امن واژه‌ی نام آشنایی که همواره از سوی نظام مردسالار  به کار گرفته می‌شود.  به این منظور که از حضور فعال زنان در جامعه جلوگیری نماید. سیاست‌هایی از جمله تقدیس ازدواج و تشکیل خانواده، نقش همسری و مادری، مردانه بازتاب دادن اشتغال و خانگی نمودن فعالیت زنان، وابستگیِ اقتصادی زنان به مردان و ... اعمالِ خشونت بر زنان است. سیاست بر این بوده تا سطح آگاهی و دانش زنان از امور جامعه، حداقل مانده و تنها فعالیت آنان در محیط خانه و خانواده محدود بماند. اما یک سوال؟ این خانه‌ی امن تا چه اندازه به امنیت زنان و جامعه منجر می‌گردد؟ آیا عفت و حرمت زنان تنها در چهاردیواری خانه و محیط خانواده صیانت می‌گردد؟ آیا فریاد آزادی و برابری خواهی زنان، لازم است در محیط خانه و خانواده حبس گردد؟ این برداشت و نگرش سنتی، زنان را موجودی ضعیف می‌داند که مردان باید بر آنان تسلط یابند و فعالیت زنان محدود به امر تربیت فرزند، خانه‌داری، تدارک امور حوزه‌ی خصوصی خانه و... است. زنان در سراسر جهان با خشونت‌های زن ستیزانه و جامعه هراسانه‌ی گوناگون مواجه می‌گردند که هیچ‌گاه بطور عمیق بدان پرداخته نشده است. آمارهای روزافزون خود کشی، خودسوزی و بطور کلی پایان بخشیدن زنان به زندگی خویش به منظور عدم پذیرش موقعیت‌شان، بیانگر خشونت اعمالی از سوی پدر، برادر و همسر می‌باشد. بنابراین خانه‌ی امن، به امنیت جامعه منجر نمی‌شود بلکه برعکس، این خانه‌ی امن به مرور زمان، امنیت جامعه و زندگی را به خطر می‌اندازد. در ایران نیز همچون بسیاری از کشورهای جهان، زنان بسیاری وجود دارند که به دلیل سیاست و ذهنیت مردسالار، فریادشان در چهار دیواری خانه محبوس مانده و آرزوهای در سرپرورانده‌ی کودکی‌شان به واقعیت مبدل نگشته است. از همین‌رو می‌توان گفت، عدم حضور زنان در جامعه، نشانه‌ی سیاست مردگی دولت است.

ب) خشونتِ اشتغال، بازدارنده‌ی زنان از فعالیت و کار

موانع بسیاری در یک کشور موجب می‌شود که زنان از عرصه‌ی فعالیت و اشتغال دور گردند. تبعیض جنسیتی میان زنان و مردان، عدم اجازه‌‌‌ی تحصیل زنان در رشته‌‌های مختلف و مردانه و زنانه نمودن شغل، حداقل دستمزد، اخراج زنان از محیط کار و ... نمونه‌هایی از اعمال خشونت می‌باشد. بعنوان مثال در کشوری همچون ایران، زنان ۲۵ درصد بیشتر از مردان کار می‌کنند، ولی حقوق آنان ۴۰ درصد کمتر از مردان می‌باشد. همین نیز موجب می‌شود ارتش بیکاران یا کارگران زن با حداقل دستمزد در کشور افزایش یابد و حتی به دلایل خاصی همچون بحران اقتصادی، کار تعطیل گردد و زنان از کار اخراج شوند. در بسیاری از موسسات و شرکت‌ها زنان بسیاری وجود دارند که برای رفع ما یحتاج زندگی خویش، ۱۴-۱۷ ساعت در روز مشغول به کار هستند. در کشوری همچون ژاپن دستمزد زنان در برابر مردان، ۵۱ در برابر ۱۰۰ می‌باشد که نشان‌دهنده‌ی وضعیت بسیار نابرابر میان مردان و زنان می باشد. از سوی دیگر عدم تحصیل زنان در رشته‌های مختلف و مردانه نشان دادن برخی شغل‌ها موجب گشته‌ تا حیطه‌ی اشتغال زنان محدود گشته و گاها زنان مجبور به اشتغال در حیطه‌ای گردند که مخالف با علایق و مطالبات آن‌ها می باشد. زنان فراوانی وجود دارند که در کارخانه‌ها و شرکت‌ها و مکان‌های خدماتی ساعات متمادی فعالیت می‌کنند و  درآمدشان مشخص نبوده و هیچ ضمانتی برای موقعیت کنونی و آینده‌‌ی شغلی‌شان مشخص نیست. اگر بسیاری از کشورها در حال حاضر از لحاظ اقتصادی و  اجتماعی در کائوس به سر می‌برند، بدلیل عدم حضور زنان در اجتماع می‌باشد.

از سوی دیگر زنان در محل کار خویش با انواع آزار مواجه می‌شوند که می‌توان آن را سم کار نامید. این سم هم کشنده‌ی زن و هم محیط فعالیت او می‌گردد. تهدیدات جنسی، ضرب و شتم و تشویق و ترغیب به انجام فعالیت‌های غیراخلاقی بعد دیگری از خشونت اعمالی بر روی زنان است. آزار جنسی تاثیرات و تبعات گوناگون و مستمر هم برای فرد قربانی و هم كل جامعه دارد. چه بسا زنان بسیاری وجود دارند که سلامتی روانی خود را از دست داده و  مجبور به انزوا شده‌اند. زنان در محیط کاری خویش  با انواع تهدیدات مواجه گشته و مجبور به ترک محیط کار خویش می‌گردند. طبق گزارش های سازمان بین المللی كار، بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از زنان در كشورهای اتحادیه اروپا در محیط كار خود تجربیات ناخواسته و اجباری آزار و اذیت جنسی و دیگر اشكال خشونت را دارند.  اما در سال‌های اخیر، در برخی از کشورهای جهان و به تبع ایران نیز تن فروشی بعنوان اشتغال رواج یافته است. تخمین زده می‌شود در حال حاضر چیزی حدود ۴۰ میلیون فرد تن فروش در سراسر دنیا وجود دارد. . سن ورود کودکان به تن فروشی ۱۲ سال تخمین زده شده است. بدون شک می‌توان گفت که تن فروشی همان تجاوز است. تجاوز به روح و فکر و جسم زن.  عمده زنان تن‌فروش سطح بالایی از خشونت را تجربه می‌کنند، هم در دوران کودکی، قبل از آنکه وارد تن‌فروشی شوند و هم بعد از آن. دست‌کم در کشورهای انگلستان، نروژ، استرالیا و کانادا، مطالعات در زمینه خشونت علیه زنان نشان می‌دهد که ۶۰٪ تا ۷۰٪ آن‌ها کسانی بودند که در دوران کودکی مورد سوء استفاده‌های جنسی قرار گرفتند و از این تعداد ۶۵٪ مورد تجاوز واقع شده‌اند. اغلب آن‌ها کمتر از ۱۵ سال سن داشتند. بسیاری از زنان و دختران جوان مورد آزار جنسی، مستقیماً پس از دوره‌ی مراقبت به تن‌فروشی باز می‌گردند. در ایران برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تعداد قابل توجهی از تن‌فروشان زن به اجبار یکی از اعضای خانواده خود مانند همسر و پدر به این کار مبادرت می‌ورزند. شکی نیست تن‌فروشی اجباری زن، یکی از بدترین نوع خشونت است. این درحالی‌ست که به گزارش بیمارستان‌ها نیز ۱۵ درصد خودکشی‌ها مربوط به زنان تن فروش است. برای زنی که اقدام به تن فروشی می‌نماید، زندگی خاتمه یافته است. فروش جسم و فکر و روحی برای گذران زندگی که بارها مورد خشونت قرار گرفته است....

کار کردن، آزادیست«رهبرآپو»

در طول تاریخ زنان همچون گرداننده‌ی بنیادین چرخه‌ی اقتصادی، دارای نقش بسزایی بوده‌اند. علی رغم تهاجماتی که از سوی نظام مردسالار صورت گرفته‌است، زنان در سطح تولید چه در روستا و چه در شهرها بصورتی بسیار موفق عمل نموده‌اند. واژه و مفهوم اشتغال، اقتصاد، اجتماع و زن در ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر هستند و نمی‌توان آن‌ها را از هم مجزا دانست. زنان کانون اجتماعی شدن، توسعه‌ی جامعه و فرآیند کار دسته جمعی می‌باشند. هرچند که عقلیت مردسالارانه درصدد است که  زنان را از حوزه‌ی اقتصاد به‌دور بدارد و  ارتش بیکار یا کارگر با دستمزد حداقل را ایجاد نماید، اما  زنان بسیاری وجود دارند که این وضعیت را قبول ننموده‌اند و به اعتصاب و مبارزه در راه کسب حق خویش پرداخته‌اند. در روژآوای کوردستان و شمال سوریه، این زمینه فراهم گشته تا زنان بتوانند در زمینه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی فعالیت نمایند. بعنوان نمونه در روستای ژین‌وار زنان بصورتی خودویژه هم در بخش‌های مختلف اجتماعی و بویژه حوزه‌ی زنان، زراعت و ایجاد کئوپراتیو فعالیت چشم‌گیری دارند.

بنابراین آنچه لازم است عملی گردد...

  • ارائه‌ی آگاهی و اطلاعات به افراد جامعه از سوی زنان و سازمان‌ها‌ی مردم نهاد در مورد جایگاه اجتماعی و اقتصادیِ زن و جامعه، همچنین افزایش سطح آموزش زنان هم در حیطه‌ی اقتصادی و هم خشونت‌های اعمال شده برآنان.
  • بسترسازی اجتماعی و فرهنگی مناسب، جهت تغییر دیدگاه خانواده و جامعه.
  • سازماندهی نهاد‌های اقتصادی خودگردان و تعاونی‌هایی که مغایر با ذهنیت مردسالار و نظام سرمایه داری می‌باشد. از خود گردانی اقتصادی‌‌ای سخن گفته می شود که بیشترین سازگاری را با طبیعت انسان و محیط زیست دارد.
  • در برابر ذهنیت سرمایه‌دار و تک رنگ مردسالار که زن را از اقتصاد بدور می‌سازد، اقتصاد کمونال مبنا قرار داده شود. مشخص است که جامعه‌ای دموکراتیک با اقتصادی کمونال امکان پذیر است. در این شیوه‌ی حیات برای رنج و فعالیتی که آزادی به بار نیاورد، جایی وجود ندارد.
  • در صورتی می‌توان از جامعه‌ای اخلاقی  و دموکراتیک سخن به میان راند که زنان در آن جامعه فعال گردند. در صورتی‌که رنج و زحمت زن غصب گردد، نمی‌توان از اخلاق در آن جامعه سخن گفت. بنابراین جهت ایجاد جامعه‌ای اخلاقی و تقویت سیستم خوددفاعی جامعه، لازم است زنان در بخش اقتصادی و اجتماعی فعال گردند.

 

 

 

 

 

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید