دیانا اورین

یکی از کشمکشهای زنانی ایران با نظام چهل سالهی جمهوری اسلامی پس از انقلاب تاکنون پدیدهی حجاب اجباری است که بعد از پیروزی این انقلاب و در سال ۶۲ به صورت قانون به تصویب رسید. با وجود اعتراضات گستردهی زنان در آن روزها مبنی بر عدم پذیرش این تحمیل و اجبار، تاکنون دولت این قانون خود را با اتکا بر زور و خشونت بر زنان تحمیل نموده و بهانهی آنان به گناه نیفتادن مردان است و بازهم بایستی زنان تاوان سنگین گناه نکردن مردان را بپردازند. در سالهای اخیر طرحهای مبارزه با بدحجابی همچون گشت ارشاد و طرح امنیت اجتماعی توسط دولت اجرایی میشوند که در بسیاری موارد با توسل به خشونت بوده و با تامل بر سایر راهکارهای دولت مبنی بر ریشهکن نمودن بدحجابی خواهیم دید که تاکنون نتیجهای حاصل نشده بالعکس به اصطلاح بدحجابی در ایران بیشتر شده که نشان دهندهی این است اعمال زور و خشونت هیچگاه توانایی حل مسائل را ندارد.

 میتوان گفت حجاب اجباری یکی از مصادیق خشونت علیه زنان است چرا که جبر، زور و تحمیل بر خلاف میل فرد، خشونت محسوب  و آزادی پوشش یکی از حقوق اساسی انسانها است. حجابی که نه تنها زنان ایرانی بلکه زنانی که ازخارج وارد ایران میشوند نیز مجبورند این اجبار را تحمل کنند. هر چند اگر هم اکنون به کارنامهی ایران از بعد انقلاب ۵۷ نگاهی بیاندازیم  خواهیم دید که هیچ دستاوردی برای زنان نداشته و بالعکس زنان موقعیتها و فرصتهای موجود را نیز از کف داده و به جای آن خشونت، نابرابری اجتماعی و تبعیض محصول این انقلاب برای آنان بوده است و مطابق شعار آن روزها عقبگردی بوده برای زنان. آسیبهای اجتماعی در ایران به اوج خود رسیده و بیشترین قربانیان این آسیبها، زناناند. بنابراین حجاب تنها مسئلهی زنان در ایران نیست بلکه بخشی از مسئلهی زنان است. ورود به ورزشگاهها و حجاب یکی از مهمترین چالشهای زنان با دولت است اما در ایران زنانی هستند که با مشکلات عمیقتر و دشوارتری روبهرو هستند. زنان قشر متوسط به پایین به ویژه زنان  سرپرست خانواده یکی از این اقشاری است که با سختیهای فراوانی روبهرو هستند. زنان ایرانی بایستی ریشهی مسئلهی زنان در ایران را به درستی تحلیل و خوانش صحیحی از این مسئله داشته باشند. روزانه دهها زن به دلیل مشکلات خانوادگی خودکشی میکنند و به اعتیاد، فحشا و کارتنخوابی کشیده میشوند. زنان مطلقه در جامعه با تبعیض و بیکاری روبهرو هستند. بنابراین زنان ایران نه تنها با حجاب اجباری بلکه با انواع و اشکال مشکلات مواجه هستند. منشا این بحرانهای اجتماعی که میتوان گفت زنانه شده این است که تمامی قوانین رژیم ایران زنستیز بوده و بایستی زنان ایران این نگرش، قوانین و ذهنیت حاکم بر جامعه را تغییر و در راستای آن مبارزه نمایند. با برداشتن حجاب و چنین کمپینهایی نمیتوان به آزادی واقعی و جایگاه راستین زنان دست یافت.

سران رژیم، زنانی که اقدام به برداشتن حجاب میکنند را به «تشویق به فساد» متهم میکنند و باید در اینجا پرسید که منشا فساد در ایران چه کسانی هستند؟ به دلیل ناکفایتی و انحصار قدرت و ثروت در ایران توسط حکومت، مردم با فقر، بیکاری و تورم و هزار و یک مشکل دست و پنجه نرم میکنند و این مشکلات است که جامعه را دچار فساد میکند بنابراین نه تنها زنان بانیان فساد در جامعه نیستند بلکه از قربانیان اصلی فساد حکومتی و ارتجاع است که آنان را وادار میکنند برخلاف میل خود پوشش داشته و از حقوق طبیعیشان محروم ساختهاند.

با اعتراضات دی ماه موضوع حجاب بار دیگر به یکی از موضوعات اصلی ایران مبدل شد. شماری از زنان در شهرهای بزرگ ایران به نشانهی اعتراض حجاب خود را برداشتند؛ این یک حرکت نمادین و اعتراضی نسبت به همهی بیعدالتیها در ایران است هر چند رژیم این اقدامات را بچگانه خوانده اما بایستی به عمق مسئله نیز توجه کرد. رژیم ایران دیگر توانایی مقابله با پتانسیل زنان را ندارد هر چند در چنین مواقعی انگشت اتهام به سوی غرب نشانه گرفته میشود اما زنان و مردم ایران نیازی به عناصر پشتپرده ندارند چون واقعیتهای رژیم و فساد حکومتی به قدری ملموس است که همه میتوانند ببینند و در مقابل آن بایستند. 

روز هشت مارس، روز جهانی زنان نزدیک است بنابراین بایستی زنان تعریف خود از آزادی و سطح مطالبات خود را ارتقا دهند چون یکی از اهداف اصلی رژیم پایین آوردن سطح خواستههای زنان است. مبارزه برای دستیابی به هویت اصلی زنان باید از اهداف بنیادین مبارزات باشد اگر این مسئلهبه شیوهای ریشهای چارهیابی گردد، بدون شک به دنبال آن حجاب و انواع مشکلات زنان چارهیابی خواهد یافت.

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید