جامعه زنان آزاد شرق کوردستان « کژار »

امرزوه اولین مسئله‌ای را که می‌توان از چشم‌انداز خشونت تشخیص داد این است که در گستره‌ای فراتر از جامعه و در تاروپود آن ژرف رخنه کرده است. خشونت مفهومی ایدئولوژیک است که با فرسودگی بافت‌های اخلاقی- سیاسی جامعه رابطه‌ی تنگاتنگی دارد. امروزه جامعه‌‌ای که در آن حضور داریم در بدترین وضعیت خود به‌سر می‌برد و موجودیتش در خطر است و به بحرانی ساختارین مبدل گشته است. اگر به‌طور پیوسته معظلات اساسی جامعه که خشونت و خشونت‌ورزی یکی از شاخصه‌های اصلی آن است، بزرگ و سرطانی می‌گردد این امر بدان معناست که کشتن جامعه را در پی دارد. این ادعا که دولت و شاخه‌های آن پاسداران جامعه می‌باشند نگرشی مغلطه‌انداز است چون‌که مجریان قانون اساسی در جهان کنونی و عامل انبوه خشونت در عصر جدید دولت و در راس آن دولت-ملت است.

دولت –ملت با انحصار خشونت ورزی در حیطه ی اقتدار خویش همواره در جامعه بی بصیرتی را نسبت به زنان رواج داده که جهت شکستن چنین بی‌بصیرتی نسبت به زنان و برطرف سازی آن، مستلزم تلاش وسیع روشنفکرانه و فروپاشاندن ذهنیت مردسالار حاکم بر اذهان عمومی می‌باشیم. پژوهش و واشکافی در مورد مسائل زنان که خشونت بارزترین جلوه‌ی آن است، جهت گره گشایی از مشکلات عمیق اجتماعی موجود، امری است که حائز اهمیت فراوانی می‌باشد.

جهت راه برون رفت از خشونت  ومسائل حول–محور آن بایستی دارای تعریفی دال بر اینکه خشونت دارای ابعاد مختلف می‌باشد بود. به طور کلی خشونت به دو شیوه در جامعه خویش را نمایان میسازد

  • مستقیم که فیزیکی-فرهنگی (ضرب وشتم، قتل، گرسنگی گذاشتن، آزار های جنسی با شیوه‌های مختلف، ممانعت از حق تحصیل، مردانه شدن هنجار‌های اجتماعی و..) را شامل میگردد که دراکثر موارد فاعل آن معلوم میباشد.
  • بعد دیگر خشونت فاعل آن مجهول یا مخاطب آن سیستم می‌باشد که می‌توان آن را خشونت ساختاری (تعصبات ملی –مذهبی- توطئه های داخلی و فقر فراگیر اجتماعی و...) تعریف نمود.

تداوم خشونت ساختاری که بایستی بهتر برآن تامل نمود، بدون پشتیبانی دین میسر نخواهد بود. اساسی ترین خشونت ساختاری در زندگی بشری نظمی است که در آن جایگاه زن به عنوان کنیز، ضعیفه وجنس دوم تعیین می‌شود واین نوع خشونت بسیار به شیوه‌ای قاعده‌مند وسیستماتیک با اهداف ومنفعت ذهنیت مردسالاری به‌کار گرفته می‌شود. همانطور که رهبرآپو نیز می‌گویند، ازبین بردن این نگرش نسبت زنان همانند شکافتن اتم است.

ذهنیت مردسالاری با بهره‌گیری از شریعت وسنت دیرین حاکم بر جامعه تمامی اشکال خشونت ( مستقیم-غیرمستقیم) را با نگاهی جنسیت گرایانه وتفاوت جنسیتی در تمامی ادوار تاریخی و از همان آغاز شکل‌گیری ذهینت هیرارشیک تا به امروز که جهان مدرن و مدرنیته می‌باشد ،مشروع و موجه ساخته است. البته لازم به ذکر است که جهان مدرنیته همان راهی را می‌پیماید که دین گشوده است چونکه این دین ومبانی او بوده که با توجه به منافع جنسیت گراینه‌ی خویش دست‌نشان کرده که چه اعمالی در برابر زنان خشونت محسوب گشته ویا نگشته است. برای نمونه چند همسری، کودک همسری، زنان به عنوان غنیمت جنگی در جنگهای اسلامی، حق طلاق، کالا و اموال نمودگی زنان در حیطه قدرت مرد، کارگر ارزان وکارخانه‌ی تولید باارزشترین کالای نظام یعنی بچه و....در حوزه‌ی تعریف خشونت از دیدگاه دین قرار نمی‌گیرد واین اعمال را مشروع والهی تلقی نموده‌اند.

این واقعیتی جامعه شناختی است که امروزه هر مرد از حقوق بسیاری نسبت زنان برخوردار است  وحق کشتن زنان  از جمله این حقوق می‌باشد. روزانه دختران بسیاری به ویژه در ایران وشرق کردستان اقدام به خودکشی می‌نمایند که این واقعیت غیرقابل انکار می‌باشد. اکثریت قریب به‌اتفاق روابطی که ذهنیت مردسالار تعریف نموده دارای کاراکتر آزار رسانی و تجاوزند که این دو درحوزه ی تعاریف خشونت جای می‌گیرند. چون در چار چوب اجتماعی، خانواده به مثابه‌ی میکرو دولت بوده که مرد در آن برای خویش دنیایی اقتدارمدار ساخته و تمامی اهداف دولت را به اجرا درآورده که مهمترین آن، زن را به عنوان مدل نقش آفرینی (بردگی) برای تمام جامعه آماده کردن می‌باشد.

سرمنشاء تمامی خشونت‌های به کار گرفته در برابر زنان تبعیض بوده که آن نیز شاخص اصلی مردسالاری است و تبعیض علیه زنان، نمود شاخص اصلی نظام قدرت می‌باشد. تبعیض در تمامی مراحل زندگی وعرصه‌های اجتماعی –سیاسی و اقتصادی جامعه به ویژه در موقعیتی که زنان با آن تعریف می‌گردند خود را نمایان می‌سازد. ازهمان بدو تولد تا آخرین لحظات عمر خویش همواره با تبعیض هایی که به هنجارهای اجتماعی مبدل شده‌اند مواجه می‌شوند. از آموزش گرفته تا بهداشت ونیازهای اساسی  وجایگاه اجتماعی-سیاسی رنگ و بویی جنسیت‌گرایانه داشته و به سبب هویت و مسائل مشترک میان زنان، زنی را نمی‌توان یافت که خارج از این حیطه تعریف شده قرار گرفته باشد. تنزل موقعیت زنان به پسترین مرحله‌ی آن یعنی کالا شدگی جنسیتی وبرچسب‌هایی مانند ابزار تبلیغاتی تجاری وابزار تحریک مستمر در امور تبلیغاتی وامورات سیاسی در مدرنیته‌ی کاپتالیستی ومبدل شدن به فایده بخش‌ترین برده‌ی عصرکاپتالیستی، نقطه‌ی اوج خشونت در برابرزنان است که منفعت سرشاری را با خود به همراه دارد. رهبرآپو دراین‌ مورد دارای تحلیلی این چنین بوده که زنان در خطرناک‌ترین وحساس‌ترین لحظات تاریخی خویش به‌سر می‌برند.

متاسفانه به هنگام بحث درباره‌ی خشونت دیدگاه ونگرش‌های مختلفی سربرآورده که با توجه به موقعیت ومنافع شان دارای نواقص جدی بوده که اکثر اوقات بافت اجتماعی جامعه بر نظریات آنان موثرند. این نگرش‌های نهادهای دولتی– خاندان وخانواده- ادیان و.. از هم منفک‌اند، این باعث کوری وبی‌بصیرتی در واقعیت موجود در اعمال خشونت  می گردد. این موضوع اکثرا در نگرش ونظریات روشنفکران و سیاستمداران ایرانی نیز به شیوه‌ای بسیار آشکار نمایان می‌گردد وسبب ژرفا یافتن هرچه بیشتر مسائل در درون جامعه می‌گردند.

رژیم استبدادی ایران دولتی مقتدر و دارای تاریخی پیشینه‌ای بوده که هموراه پایه‌های اقتدار خویش را با به بردگی کشاندن زنان و تبعیض جنسیتی محکم واستوار نموده است. این نظام در بطن خویش خشونت را درونی سازی و همچون چماغی در برابر زنان و جامعه  در تمامی ادوار حاکمیت خویش به کار گرفته است و خشونت واستثمار را به انحصار درآورده است. نظام حاکم با استفاده از بافت سنتی – مذهبی و احکام شرعی و آیین شریعت خشونت را امری رایج وضروری فرض نموده وبا شعار خشونت برای تداوم تمامی اعمال غیر انسانی خویش را لاپوشالی نموده است. به موازات آن به شیوه‌ای بسیار نرم و پنهانی به صورت سیستماتیک با سو استفاده از تابوهای حاکم در جامعه و با اغفال افکار عمومی زنان را در چنگال افکار خویش قرار داده و سعی نموده جهت نرمالیزه نمودن تابو وخشونت موجود در قبال زنان در جامعه از زنان در راستای  تعمق خشونت ورزی حاکم  نهایت استفاده را کرده واز این طریق خواهان سهیم نمودن آنان در اعمال خشونت برزنان می‌باشد که وجود خواهران زینب، بسیج زنان در تمامی عرصه ها و مبلغان آیینی زن در دانشگاه‌ها ومدارس و زنان ارتشی و سپاهی در اکثر نقاط کشور... افکار پلید دولت ایران را آشکار می‌نماید.

رژیم ایران با اتکا بر ایدوئولوژی  شیعی‌گرایی ولایت فقیه رنگ ولعابی مردانه به ساختار حکومتی خویش داده واین را امری بسیار طبیعی  وحق مسلم مردان با مُهر الهی تلقی نموده است. دولت مستبد ایران ازهمان اولین مرحله‌ی دولت خویش یعنی هخامنشیان تا به امروز یعنی دولت – ملت با ریاست جمهوری روحانی، نگاهی ابزاری به زنان داشته وجهت به تسلیم کشاندن اراده‌ی جامعه از زنان بهره‌کشی نموده است. این حقیقتی اجتناب ناپذیر می‌باشد که با اوج گرفتن تنش‌های سیاسی –اقتصادی در ساختار حکومتی ایران میزان اعمال خشونت در تمامی ابعاد زندگی زنان و به دنبال آن تمامی جامعه به شیوه‌ای چشمگیر روندی افزایشی به خویش می‌گیرد. این موضوع مسئله‌ای تازه نبوده و تاریخ قدرت طلبی ایران سرشار از این خشونت ورزی‌ها می‌باشد. برای نمونه بعد ازانقلاب ۱۳۵۷ در دهه‌های ۶۰-۷۰ شمسی زندانیان سیاسی مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته که تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام، حاملگی و مادر بودن اجباری، عقیم شدن اجباری، فروختن کودکان به خانواده های نشناس و آزار جسمی و جنسی کودکان به شیوه‌ی دستمالی کردن آنان که اصطلاحی عامیانه در میان جامعه بوده  و شنیدن توهین وتهدیدهای جنسی با موجه نمودن اینکه شماها غنایم جنگی اسلام بوده وبرای ما حلال می‌باشید و... از نمونه‌های بارز این خشونت‌ها می‌باشد.

امروزه در جامعه کنونی جوامع ایران و شرق کردستان نیز به سبب شرایط نامساعد اقتصادی واجتماعی که حاصل ناکارآمدی وبی‌لیاقتی سران و کاربه‌دستان دولت می‌باشد در مردابی فرو رفته‌اند که در صورت هر نوع تقلا کردنی  بهتر در این مرداب فروخواهند رفت وگرفتار خواهند شد. دولت ایران واپسین نفس‌های اقتدر خویش را کشیده است به همین دلیل از اعمال هر نوع خشونتی در قبال زنان دریغ نورزیده واجتناب نخواهد کرد. وضعیت وخیم زندانیان سیاسی زن در زندانهای ایران به ویژه در اوین، قرچک و قزل‌حصار و افزایش شکنجه و آزار جنسی به ویژه بعد انتخابات ۱۳۸۸ و نارضایتی خلق از تقلب در انتخابات،کاهش سن ازدواج و ترویج کودک همسری و به عنوانی دیگر فروختن کودکان و محروم نمودن آنان از دوران کودکی وخط باطلی بر خیال و رویاهای کودکانه آنان کشیدن، افزایش قتل به ویژه قتل‌های ناموسی وخودکشی با دلایلی مانند فقر و بیکاری، افزایش فحشا و اعتیاد در میان زنان وجوانان و... از دغدغه‌هایی بوده که امروزه گریبان‌گیر تمامی جوامع ایرانی وشرق کردستان شده است و موجب تشنجی اجتماعی گشته است. متاسفانه اعمال خشونت بر زنان در شرق کردستان روندی رو به ‌افزایش به خود گرفته که افزایش آمار خودکشی و قتل زنان در شهرهایی همچون ایلام، سنندج و کرمانشاه،کشته شدن کولبران در مناطق مرزی و افزایش کودک همسری،کودکان کار و... در این مناطق اثباتی  است بر این ادعا.

تمامی این خشونت‌ها در شرایطی رخ می‌دهند که درقانون اساسی ایران که همانا مجریان اصلی آن همان هایی هستند که در افزایش این روندها دست‌های آلوده به خون دارند، در ماده ۳۸ و ۵۷۸ شکنجه و آزار جنسی در هر صورتی برای گرفتن اعتراف ممنوع بوده و با مجازات روبه روخواهند شد و همچنین مطابق قانون۱۰۴۱ ازدواج کودکان زیر ۱۳-۱۵ ممنوع می‌باشد. اما هر روز شاهد ازدواج کودکان زیر ۱۰سال می‌باشیم که دچار اختلات روحی و روانی شده و در دنیایی قرار گرفته که با خیال‌های کودکانه‌شان در ستیز و تضاد می‌باشد، این نشان از کاهش ملاک و معیار بافت‌های اخلاقی- سیاسی جامعه ایران وشرق کردستان می‌باشد.

متاسفانه ذهنیت مردسالار ایران به سبب نگاه جنسیت گرایانه‌ی خویش به جامعه از درد وآلام والتیاماتی که زنان از خشونت در قبالشان به کار گرفته می‌شود و رنجیده و آزرده خاطر می‌گردند غمی به دل نداشته و در این راستا دارای رویکردی واقع بینانه نمی‌باشد چونکه بانیان اصلی این مسائل و متهم اصلی در این راستا ذهنیت حاکم مردسالار یعنی نظام ایران می‌باشد.

برهمین مبنا ما به عنوان جامعه ی زنان آزاد شرق کردستان و ایران(کژار) همواره با اتکا بر ایدئولوژی جامعه‌ی دمکراتیک و اکولوژیک و رهایی زن که رهبرآپو به جامعه هدیه نموده‌اند، خویش را سازماندهی نموده و مبارزه مشترک و اتحاد و انسجام را با تمامی اشکال مبارزه و مقاومت به هر نحو‌ی شالوده فعالیت‌های سازمانی خویش قرار داده و خط مشی را برای خویش مشخص نموده‌ایم. سعی نموده که با ارتقا سطح دانش وآگاهی زنان در تمامی عرصه‌ها، در میان جامعه نفوذ کرده و آنان را جهت فروپاشی پایه‌های اقتدار ذهنیت مردسالار حاکم در ایران سازماندهی نموده و دارای موضعی  رادیکال در برابر خشونت ورزی‌هایی که نظام حاکم اعمال می‌نماید باشیم. چون براین حقیقت واقف بوده که ارتقا سطح دانش زنان و مبارزه مشترک تمامی آنها در هر موقعیت وجایگاهی که باشند( از زنان خانه دار گرفته تا کسانی در اماکن عمومی حضور دارند) یگانه راه رهایی و برون‌رفت از مسائل حادتر گشته‌ی زنان در نظام حاکم و نهادینه و درونی سازی کردن مقاومت و مبارزه در میان زنان می‌شود.

 دراین راستا کژار در ۲۵-۸-۲۰۱۸ جهت چاره‌یابی تمامی مسائل زنان که خشونت یکی از شاخه‌های آن می‌باشد، پروژه‌ای را پیشکش جوامع زنان ایران و شرق کردستان کرد در ماده‌‌هایی که در آن دست نشان کرده بودند مبارزه با کودک همسری وشکنجه و تجاوز به زندانیان سیاسی و همچنین تغییر و از نو ایجاد قانون اساسی بنا بر ذهنیتی دمکراتیک وبرابر و... از مواردی بوده برآن تاکید ورزیده بودند وشالوده مبارزه خویش قرار داده است وسعی نموده که با فراگیر نمودن عرصه‌ی مبارزاتی در تمامی نهادهای جامعه حمله‌ای فراگیر را جهت فروپاشی پایه‌های اقتدار دولت ایران سازماندهی نماید. اکنون در تابستان ۲۰۱۹ با برگزاری کمپین وبا شعار(در مقابل خشونت متحد شو، مبارزه کن  وآزاد شو) جهت مبارزه با خشونت در قبال زنان خویش را سازماندهی نموده و تا کنون با استقبال گرمی از سوی اکثر زنان مواجه گشته است. همچنین براین امر واقف می‌باشد که برگزاری چنین کمپینی الهامی خواهد بود برای تمامی زنان در اکثر نقاط دنیا برای برگزاری چنین کمپینی، چون از این واقعیت غافل نبوده که مسائل وخشونتی که در برابر تمام زنان به کار گرفته می‌شود مشترک و دارای یک منشا که همان ذهنیت مردسالار جنسیت‌گرا می‌باشد. برگزار نمودن کمپینی از جانب زنان نیجریه که آنان نیز در مردابی وخیم‌تر گرفتار این ذهنیت شده‌اند، جهت صیانت ورزی از زنان در قبال خشونت زنان، مصداق این ادعا می‌باشد و مطمئنا این آغاز مرحله‌ای نوین برای ارتقاء سطح مبارزاتی زنان در آینده خواهد بود.

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید