در سال ۱۹۶۱ سه خواهر انقلابی به نام خواهران میرابل پس از ماهها شکنجه به جرم فعالیتهای سیاسی، توسط رژیم دیکتاتوری جمهوری دومینیکن به قتل رسیدند و پس از آن تاریخ، ۲۵ نوامبر به طور رسمی روز منع خشونت علیه زنان نامگذاری و به سمبلی برای مبارزات زنان علیه خشونت مبدل شد. خشونت علیه زنان در عصر مدرنیتهی سرمایهداری که محصول ذهنیت مردسالاری است روند صعودی داشته چرا که ذات و پایهی این سیستم بر روی خشونت بنا نهاده شده است. دستگاههای دولتی برای استیلا و تثبیت حاکمیت خویش بر روی جوامع از ابزار خشونت استفاده میکنند و اولین قربانیان این پدیده زنان هستند تا در نمود زنان، جامعه را تحت کنترل خویش قرار دهند. چرا که حضور فعال زنان در جامعه برابری، عدالت و دمکراسی به ارمغان میآورد و سرشت آنان با قدرت، فرادستی، ظلم و تبعیض بیگانه است.

خشونت علیه زنان صرفا یک پدیده یا بحران اجتماعی نیست علاوه براین یک رویکرد کاملا سیاسی، ایدئولوژیک، ذهنیتی و سیستماتیک است که به اشکال و روشهای متفاوت صورت میگیرد و به عبارتی صحیحتر ترور دولتمرد است. چرا که مردان نیز با استفاده از ایدئولوژی و اختیاراتی که دولت به آنان از طریق دستگاه حقوقی و قانونی واگذار نموده، خشونت علیه زنان را روا میشمارند. در سیستم قدرتمحور، زنان تحت عناوین دین، مذهب و ناموس و دهها عنوان دیگر مورد خشونت قرار میگیرند. خشونت جسمی، جنسی، روحی، کلامی و خانگی و همینطور خشونتهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از شیوههای خشونت علیه زنان هستند.

ایران یکی از کشورهای اسلامی است که در گسترهی آن به دلیل حاکمیت شدید دین و مذهب، زنان در معرض انواع خشونتها قرار دارند و میتوان گفت برخی از اشکال خشونت مختص به سیستم ایران است. زنان در جامعهی ایران به عنوان شهروند درجه دو محسوب شده و از بسیاری از حقوق اولیه، فردی و شخصی خویش محروم هستند. حجاب اجباری، دخالت در نوع پوشش، ازدواجهای اجباری در سنین کودکی، اعتیاد، فحشا، خودکشی، اعدام، تجاوز جنسی در زندانها، محروم نمودن از فعالیتهای مدنی و سیاسی و به طور کلی راندن زنان از متن جامعه به حاشیه و محصور نمودن آنان در محیط خانه و کاهش نقش آنان به خانهداری از اشکال خشونت علیه زنان محسوب میشود. در سالهای اخیر افزایش خشونت علیه زنان و همین طور کودکان و استثمار جنسی و جسمی آنان، زنگ خطر بحران در جامعهی ایران است. در عین حال سیستم قانونی و حقوقی ایران ضدزن بوده و نمیتوان گفت پشتوانهای برای حمایت از زنان در مقابل خشونت و اشکال متفاوت آن است و میتوان گفت این رویکرد از مصادیق خشونت قانونی و دولتی علیه زنان محسوب میشود.

در طول تاریخ نیز به کرات مشاهده شده است که نیروها و اقشاری که خارج از سیستم و ذهنیت دولتی قرار دارند هر زمان مورد خشونت قرار گرفتهاند و زنان نیز به عنوان یک ملت هیچگاه این سیستم فرادست را نپذیرفته و در مقابل آن مبارزه و مقاومت نموده است. هم اکنون جنبش آزادیخواهی زنان کورد نمونهی جنبشی رادیکال و نیرومند جهت مبارزه علیه خشونت و نابرابری در دنیا است. همچون کژار زنان را به مبارزهای مستمر در مقابل خشونت دعوت نموده و بار دیگر تاکید مینماییم که خشونت علیه یک زن در واقع خشونت علیه تمامی زنان و به طور کلی جامعه است. بنابراین زنان نبایستی روز مبارزه علیه خشونت را تنها به یک روز اختصاص دهند بلکه هر روز و هر زمان در مقابل سیستم زنستیز دولتی مبارزه نمایند و این مهم با انسجام و اتحاد، خودسازماندهی، ایجاد سیستم دفاع ذاتی، افزایش سطح آگاهی و آموزش خویش به واقعیت خواهد پیوست و بدین ترتیب خشونت علیه زنان و به طور کلی پدیدهی ضدانسانی خشونت را ریشهکن نمایند.  

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید