انقلاب کوردستان

صفحات اصلی1396/11/4

میراث تاریخی که انقلاب کوردستان بر اساس آن بنیان نهاه شده است. عبدالله اوجلان

برگرفته از: مانیفست راه انقلاب کردستان

امروزه برای انقلاب کوردستان دو میراث باقی مانده است، نخستین میراث در گذر تاریخ و در محیطی انسانی وغنی و با خیزشی پیوسته در برابر حاکمیت بیگانگان وطبقه ی حاکم وشرایط ونیروهای طبیعی بوجود آمده وآن نیز شخصیتی است که صفات وویژگی های مردانگی و دلاوری را با خود داشته و در گذر مقاومتها وپیکارهای خلق کورد، شکل گرفته است. میراث دوم نیز بر اساس خیانت به خلق، خدمت به دشمن، اپورتونیستی وخیانت ملی، دور شدن از تمام ارزشهای ملی وانسانی برای خدمت به دشمن و بر اساس سیاست دشمن، در جهت حاکمیت او بوجود آمده است. چنین شخصیتی دومین میراثی است که در گذر تاریخ کوردستان شکل گرفته است. ما این دو میراث تاریخی را بصورت 100% از همدیگر جدا می نماییم وتا جایی که بتوانیم، تاریخ خلق را حفظ کرده وآن را اساس مبارزات خود قرار می دهیم وبه همان اندازه نیز تاریخ طبقه ی حاکم را از این تاریخ مبارزاتی وانقلابی جدا نموده و بر دشمنان لعنت می فرستیم. اگر مقاومت ملتها نیز نتیجه ندهد، این خلقها چیزی از بزرگی و ارزش خود را از دست نخواهند داد. اگر امروز انسانیت بوسیله ی سوسیالیسم بسوی جامعه ی بدون طبقه در جهش می باشد، نقش مقاومت خلقهایی که حتی نامی از راستیها وهویت آنان در تاریخ، برده نمی شود، عامل اصلی می باشد. خلق کورد نیز کمتر از دیگر خلقها مقاومت ننموده و در مقایسه و نگرش نسبت به مراحل و طبقات اجتماعی، استیلایی که بر خلق کورد اعمال گشته، بر خلقهای دیگر اعمال نگردید. در برابر این استیلا و اشغال، خلق کورد مقاومت بزرگی از خود نشان داده اند. در حال حاضر نیز، سکونت کوردها در مناطق مرتفع وکوهستانی وتبدیل شدن این مناطق به وطنی برای آنان، اثبات این واقعیت می باشد. تا دیروز نیز کماکان در برابر حاکمیت بیگانگان وعشایر، آزادی خویش را در مناطق کوهستانی حفظ نموده و با توجه به چنین وضعیت اسکانی، کوردها از مدنیت دور ماندند. وجود وابستگی ها وتعصبهای خانوادگی، به اندازه ای که شخص برای نگه داشتن ناموس این خانواده حتی می تواند خود را به کشتن دهد و حتی گاهی مانع پیشرفتهای سیاسی واجتماعی می شود، هر چند بعنوان مقاومتی تاریخی و عرف به حساب می آید، اما برداشتی غلط و فهمی نادرست از حیثیت ومفهوم زندگی آزاد می باشد. آنان انگار که انتقام رنج خود، کشور خود و دور افتادن از انسانیت را می گیرند. آنان بگونه ای کهنه پرستانه سعی در حفظ کردن خانواده ی خود داشته ومی خواهند آزادی خود را محفوظ دارند. این وضعیت دروغین زمان ، درام انسان کورد می باشد. اگر چنین انسانی درک غلط مفاهیم آزادی، کشور، رنج و زحمت خود را دوباره با ارتباط دادن به مساله ی انسانیت تعریف نموده و معنای درست آن را کسب نماید، هیچ هدفی نیست که نتواند به آن برسد. خونهایی که از خلق کورد در برابر اشغال جامعه توسط برده‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌دارها، فئودالها، کاپیتالیسم استعماری آنان ریخته شده است کمتر از میراث مقاومت خلقهای مقاوم نیست. به عنوان نمونه از مقاومتهای بزرگی که در دویست سال اخیر از سوی خلق صورت گرفته، می توان به موارد زیر اشاره نمود: 36-1831 رواندز، 38- 1842 بدرخان بیگ، 1856 یزدان شیر، 1879 بدرخانیها، 1881 عبیدالله نهری، 1991 کوچگیری، 1925 پالو، گنج، هانی، 1930 آگری وسمکو، 1938 درسیم و ... همه ی این مقاوتها وسرهلدانها نیز بیانگر این است که از خلق کورد برای رسیدن به آزادی، خونهای زیادی ریخته شده است. هنگامی که آن آزادی از سوی دشمنان غصب گردید، خلق کورد به آسانی تسلیم نشد. دشمن با سیستم امپراطوری دولت خود را سازمان دهی نموده بود و بدلیل آنکه کوردها تجزیه شده بودند وعشیره ها نمی توانستند در میان خود همبستگی ایجاد نمایند، آنان نتوانستند به پیروزی دست یابند. علاوه بر دلایل ذکر شده، خیانتها و همکاریهای دائمی فئودالها و رؤسای عشایر با دشمن نیز،بر این مسئله  تاثیری مستقیم داشتند. به همین دلیل انسان نمی تواند خلق کورد را گناهکار دانسته و بگوید: «چرا آن مقاومتها به نتیجه نرسیدند» برخی از خلقها با قیامهای جزئی توانستند آزادی خود را بدست بیاورند. اما اگر از این مقاومتها وقیامهای بی پایان کوردها، رسیدن به آزادی حاصل نشده است، این بدان معنا نیست که خلق کورد، کمتر قیام ومقاومت نموده ویا اصلا ننموده است. بلکه دلیل عدم دستیابی به آزادی آنست که دشمنان این خلق بسیار فراوان وقدرتمند بوده و طبقه ی حاکم این خلق نیز خائن بوده وبا همکاری با دشمن، خیانت را مسلک خویش ساخته بودند. امروز نیز خلق کورد مبدل به آلت و ابزار دست همگان گردیده است. این وضعیت وحالتی که خلق کورد در آن قرار گرفته، برای ما بسیار شرم آور می باشد. دشمنان امروزی این خلق سرزمین او را بمانند ملک خویش به کار می گیرند و ما نیز در برابرشان در حالت «بیچارگی» نظاره گر شده ایم و این، شرمساری ما را صدها برابر افزایش می دهد.

هدف ما از بیان چنین سخنانی چیست؟ آرمانیکه ما می توانیم داشته باشیم، اینست که با افزایش کینه ی خود در برابر دشمنان و بر اساس سراسر تاریخ مقاومت خلق و در زیر رهبری سوسیالیسم علمی، درست ترین و راست ترین راه رهایی بیابیم. 

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید