الهه‌ی حقیقت وزیبایی

صفحات اصلی1397/11/14

الهه‌ای که برای رسیدن به حقیقت، تمامی مرزهای محدود را هموارساخت و با کوله‌باری از لبخند و دوستی مسافر دیار روشنایی گشت.

 

ژیا رایا

الهه‌ای که برای رسیدن به حقیقت، تمامی مرزهای محدود را هموارساخت و با کوله‌باری از لبخند و دوستی مسافر دیار روشنایی گشت.

سخن گفتن از الهه‌ی حقیقت، من را به دیاری برد که در آنجا چشم به جهان گشوده است، ارومیه شهری در شرق کوردستان که به فراوانی رنگها، نواها وروشنایی‌ها شناخته می‌شود.

مبارزگری از دیار مانی، مزدک وزرتشت که غیرممکن‌ها را به ممکن مبدل ساخت.

رفیق بریوان زنی بود، همانند زنان دیارخویش، که قدم هایشان را با ترس و واهمه‌ای بسیارعمیق در آن سوی اعماق تاریکی می‌گذارند تا کسی متوجه حضورشان نگردد.

از زنان سرزمینش می‌گفت، که طبق آیین وعرف‌های سنتی آنان را با جلاء سفیدی پیوند زده ودر حصاری بنام طالع پوشش می‌دهند و در مقابل اندیشه‌ها، واژه‌ها وجامه‌ها برای آنان بیگانه است ..! 

روزها یکی پس ازدیگری سپری می‌شد و ما همچنان در بحران اندیشه وکردار بسر می‌بردیم، فریادهایمان را کسی نمی‌شنید..! ما کی هستیم؟ اینجا کجاست؟

از روزهای فصل سفید بود، که فریادهایی مبنی بر آزادی رهبر خلق کورد، فضای شهر را پوشش داده بود. جلو رفتیم واز نزدیک نظاره‌گر شدیم، بسیاری از زنان جهت اعتراض به دستگیری عبدالله اوجلان خودسوزی نمودند وشعار رهایی رهبرخویش را سر می‌دادند!!!

 رهبر خلق کورد؟ آیا ملت کورد رهبر داشت؟ او کیست؟ اندیشه‌ها وکردارهای او برچه اساس وبنیانی پایه‌ریزی گردیده است که زنان با آتش افروختن بر جان خویش نوای رهایی او را سرمی‌دهند؟

فریادها و سوالات روز به روز در گوشم طنین انداز می‌گشت، پس از سالهای سخت وطاقت فرسا، برای اولین بار بود که روزنه‌ها ی افکارم روشن گشته ومیل به جهش وخیزشی که من را راهی دیارحقیقت وزیبایی می نمود، داشت .

اندیشه‌ها وکردارهای رهبر عبدالله اوجلان، حرکت جهشی را درامتداد افق درمن ایجاد ساخت، وسبب گردید در بازآفرینی شخصیت خویش قدم‌های بزرگ وموثری گذاشته وبرای تمامی خلقهای سرزمینم بویژه زنان سرزمینم مفید بوده ودر راستای خودآگاهی و ایدئولوژی رهایی زنان که رهبر اوجلان برای زنان ارائه نموده است، با ادغام تمامی رنگ ها، صداها ونورها، سرزمین نوینی را برای خلقهای آزادیخواه در پهنای تاریخ جاودانه ساخت. من نیز در این راه ازهیچ گونه تلاشی فروگذارنخواهم کرد، زیرا زنان سرزمین من تشنه رهایی وآزادی هستند ...

این سخنان رفیق بریوان بود، برای تمامی آزادیخواهانی که پا به عرصه مبارزه و انقلاب می‌گذاشتند.

 زمانی‌که من به عضویت سازمان پیوستم، دوره آموزشی ابتدایی سازمان را رفیق بریوان مدیریت می‌کرد. رفیق بریوان جزو آن دسته از زنان مبارز وآزادیخواهی بود که برای دستیابی به حیاتی آزاد، تمامی مرزهای ناممکن را ممکن ساخته وبعنوان پیشاهنگ زنان دیار خویش، خط رهایی را هموار نموده بود. من ودیگر رفقا درابتدای راه واندیشه‌ی آپویی بودیم، رفیق بریوان با شکیبایی و فروتنی بسیار، اندیشه وکردارهای رهبرآپو را به ما می‌آموخت. شیوه‌ی صحیح زیستن، بازآفرینی شخصیت ومهم تر اینکه رسیدن به شخصیتی انقلابی در راستای موازین‌های اخلاقی وانسانی که برای شخصیتی انقلابی مهم وضروری است.

 نگاه‌ها وتبسم‌های زیبای رفیق بریوان، مملو بود ازدوست داشتن، عشق، امید، اراده، آزادی و...     

در واقع رفیق بریوان، مادر، رفیق وزنی مبارزگر بود که در تمامی عرصه‌ها وفعالیت‌های سازمانی فعالیت داشته وجهت گسترش وبازتاب اندیشه‌ی آپویی، مبارزه برای آزادی، عشق وزیبایی از هیچ تلاشی نکاسته وتا آخرین لحظه ازحیات انقلابی خویش برای زنان سرزمینش وانسانیت، نقش پیشاهنگ را برعهده گرفته ونماد وهویت زن آزاده و شکیبا را درجنبش آپویی و جهان گیتی به ارمغان رساند.

درجنبش ئاپویی زنان مبارزگر با تعیین نقش وپیشاهنگی در تمامی امور وفعالیت‌های سازمان اعم ازبخش‌های ایدئولوژیک ونظامی جهت پیشبرد اهداف‌های جنبش آپویی در راستای برساخت جامعه دموکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادی زنان، با فداکاری وجان فشانی‌های بزرگ این امر تاریخی، اخلاقی وانسانی رابرعهده گرفته و مهرخویش را برتاریخ انسانیت، در سده‌ی بیست ویکم نهاده‌اند.

 

یادت گرامی رفیقم...

 

 

 

   

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید