اصالت فرهنگ مادری

مقالات1398/1/5

فرهنگ مادری در میان زاگرش نشینان دارای اصالت و زیبایی منحصر بفردی است و به اعتقاد من نظیری در دنیا ندارد. ویژگیهای فرهنگ مادری به ذات و اصل انسان و جامعه نزدیکتر است و می توان این واقعیات را امروزه در شخصیت زنان کرد مشاهده کرد. زیرا زنان کرد با وجود تمامی ضربات مهلکی که سیستم مدرنیته بر پیکره حقیقت جامعه طبیعی وارد ساخته باز هم اعتقادات، ویژگیهای خداوندی و فرزانگی خود را حفظ نموده اند و از فرهنگ و هنر کردی صیانت به عمل آورده اند...

 

دیانا اورین

فرهنگ مادری در میان زاگرش نشینان دارای اصالت و زیبایی منحصر بفردی است و به اعتقاد من نظیری در دنیا ندارد. ویژگیهای فرهنگ مادری به ذات و اصل انسان و جامعه نزدیکتر است و می توان این واقعیات را امروزه در شخصیت زنان کرد مشاهده کرد. زیرا زنان کرد با وجود تمامی ضربات مهلکی که سیستم مدرنیته بر پیکره حقیقت جامعه طبیعی وارد ساخته باز هم اعتقادات، ویژگیهای خداوندی و فرزانگی خود را حفظ نموده اند و از فرهنگ و هنر کردی صیانت به عمل آورده اند.

سالها در میان سیستمی زندگی کردیم که به آن تعلق نداشتیم و سایه احساس " دیگری بودن" و بیگانگی همیشه بر رویمان سنگینی می کرد. بعد از سالها این واقعیات تلخ کردبودن را با تمام وجود حس کردم. این احساس را نه تنها من بلکه تمامی فرزندان سرزمین کردستان در زندگی خود تجربه کرده اند و هنوز هم آثار دردناک آن در اذهان و قلبمان ماندگار و به بخشی از وجودمان مبدل شده است. اولین ضربه را در روزهای نخست مدرسه تجربه کرده ایم روزی که با یک زبان ناآشنا که تاکنون هیچ گاه نشنیده ایم و مجبور به صحبت و فراگیر آنیم. این ضربات ناگوار روحی هنوز هم بر روح و روان ما جاخوش کرده است. تنها دانش آموز کرد در یک دبستان حدودا پانصد نفری بودم. با گذشت سالها معنای نگاههای تحقیرآمیز و سنگین رو بهتر درک کردم. کرد بودن! کرد بودن در میان جامعه ای که هویت و فرهنگ  آن مورد انکار و توهین قرار می گیرد، دشوار است. همیشه از این ترس داشته باشی که کسی نفهمه کردی. زندگی شهری و ذوب شدن در فرهنگ مسلط جامعه به تدریج در زبان، رفتار و شیوه زندگیمان رسوخ کرد و چنان باریک و ظریف بود که هیچگاه نمی توان حدس زد کی و چگونه در تمامی زندگی رخنه است.

بدون شک یکی از دلایل اصلی ماندگاری و عدم نابودی فرهنگ در تمامی جوامع، مادران هستند. آنان اند که هرگز از اعتقادات، فرهنگ و اصالت خود بیگانه نشده و از محافظان و پاسداران فرهنگ اند. مادر من یکی از این هزاران مادر و زن کرد بود که زندگی شهری و زرق و برقهای ساختگی آن هیچ گاه در جوهره آن تاثیر نگذاشت و اکنون به او حسادت می کنم. تحصیل در سیستم آموزشی دولتی علاوه بر اینکه در زبان و گویش مادری تاثیر سوئی می گذارد ناخواسته و ناخودآگاه انسان را به سوی فرهنگ رسمی دولت سوق می دهد البته هدف در اینجا توهین و یا کوچک انگاشتن هیچ فرهنگ و زبانی نیست منظور این است زمانی که در یک جامعه ممنوعیت تکلم و تحصیل به زبان مادری وجود داشته باشد و به فرهنگها توهین شود به تدریج نوعی کینه و خشم به وجود می آید. در سیستمهای آموزشی نظام فرهنگ و ایدئولوژی حاکم به افکار و عقاید ما تزریق گردید که امروز هم با وجود تلاشها دشوار بتوان از تاثیرات منفی آن رها شد. بعد از سالها به این حقیقت پی بردیم که می یابد برای حفظ فرهنگ و اصالت کردی و برای اینکه در برابر نسلهای آینده خجول نباشیم، رسالت اصلی ما تلاش برای احیای فرهنگ زیبا و کهن کردی باشد.

زنان زاگرسی، زنانی سختکوش، خلاق، صبور و اراده مند و دارای توانایی بی نظیری در حل مشکلات اند. بلکه یکی از معیارهای انسانهای دانا و آگاه در سیستم دولتی تحصیلات دانشگاهی باشد اما به اعتقاد من مادرانی که گرم و سرد روزگار را چشیده و تجربه های نابی در مسائل زندگی دارند دارای گنجینه ای هستند که به دشوار هر کسی بتواند به آن دست یابد. یکی از موضوعات بحث من و مادرم این بود او را مجبور می کردم زبان آذری و یا فارسی را فراگرفته چون نگاهها و برخوردهای تحقیرآمیز اطرافیان باعث می شد این احساس خودکم بینی ایجاد شده و مادرم همچنان مقاومت می کرد. مادر من و بلکه همه مادران کرد هیچ گاه در مدارس و دانشگاهها تحصیل نکرده اند اما دانشمندان و آموزگاران واقعی آنان اند. آنانی که در برابر سختیها و ناملایمات روزگار هیچ گاه خم به ابرو نیاورده و هر یک از چروکهای سیمایشان تجربه و غمی است بر چهره زیبایشان. اگر زندگی هر یک از مادران کرد را بشنویم غمنامه ای است در کنار شکیبایی و مقاومت. مادرانی که در برابر دولت، پدر، همسر و سنتهای کهنه جامعه صبر پیشه کرده اند و هر یک از آنان بهایی در راه مادر و کرد بودن پرداخت کرده اند. اندک نیستند مادرانی که فرزندان خود را فدای راه آزادی نموده و یا مادرانی که فرزندانشان قربانی سیاستهای ویژه دولت شده و به خودکشی و در منجلاب مشکلات گرفتار شده اند و این مادران اند که بایست غم فرزندان را به جان خرند. بلکه بعد سالها اندکی دیر شده باشد پی بردن به این واقعیات تلخ و در عین حال آموزنده. مادرانی که هرگز اصالت فرهنگ کردی را به فراموشی نسپارده و سرسختانه در مقابل تهاجمات فرهنگی و ظواهر آن مقاومت کرده اند. در این نوشته برآن شدم علاوه بر به زبان آوردن ایام کودکی سرشار از چالش و سردرگمی از مادرم و تمامی مادرانی که ما فرزندان آنان مجبورشان کردیم زبان و فرهنگی جز زبان و فرهنگ خود را به اجبار فراگیرند، عذرخواهی کنم. یکی از راههای تلافی این اجبار مبارزه و تلاش برای کسب آزادی و بازگرداندن فرهنگ ریشه دار و کهن زاگرسی و کردی است تا مادران و دختران نسلهای آینده در مقابل مادران خود و همه مادران محجوب نباشند.

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید