یکی از فجایع در دویست سال اخیر پدید آمدن سیستم دولتی و پیامدهای مخرب آن بر جوامع بوده است که برای سلطه بر جامعه از تمامی امکانات خود استفاده می کنند تا آن را تحت انحصار و استثمار خویش قرار دهد و متاسفانه اولین هدف آنان زنان است

 گلان فهیم

موضوع مهمی که در این مقاله برآنم تا به آن بپردازم اهمیت حضور زنان در عرصه سیاست و در عین حال اتحاد زنان است. به ویژه زنان کردی که به عنوان پیشاهنگ در احزاب و سازمانها حضور دارند. قبل از آن بایستی اندکی به ویژگیهای سیستم موجود و تاثیرات آن بر زنان پرداخت.

در جوامع طبیعی زنان بر تخت الهگی و فرزانگی قرار داشته و نماد دانایی و دانش بودند. به تنهایی و با اتکا به قوه طبیعی خویش قادر بودند جامعه را مدیریت و مسائل و مشکلات آن را چاره یابی نمایند. این از ویژگیهای ذاتی آنان بود و علاوه بر این، تجارب گذشتگان و به ویژه مادران آنان، میراثی گرانبها برای آنان بود. به تدریج و طی مراحل طولانی و ظهور تمدن به تدریج فرهنگ مادرسالاری جای خود را به مردسالاری داده و زنان از تخت الهگی به کناری رانده شده و مردان بر مسند قدرت و فرادستی نشستند و برعکس زنان که هیچ گاه به قدرت و اقتدارمحوری آلوده نشدند مردان به تدریج ذهنیت خود را در جامعه نهادینه کردند و زنان به کناری رانده شدند. بنابراین این تثبیت صحیحی است که رهبری نموده  "زنان نخستین  نخستین مستعمران تاریخ اند و در نمود زنان، جوامع به بردگی و استثمار کشیده شدند".

یکی از ویژگیهای بارز زنان این است که هیچ گاه در برابر قدرت و ستم عقب نشینی ننموده و هر زمان در حال عصیان و مبارزه بوده اند. علی رغم تمامی نابرابریها، قتل عامها و شکنجه ها باز هم در برابر فرادستی تسلیم نشده و این رویکرد و مقاومت آنان بعد از گذشت صدها سال هنوز هم متداوم است و این از اصالت و روح عصیانگری آنان برآمده است. کافی است تاملی کوتاه به تاریخ مبارزات زنان داشته باشیم. از مزوپوتامیا و آسیا تا اروپا و آفریقا روح آزادیخواهی هر زمان در زنان زنده بوده و در این مبارزات هزاران پیشاهنگ زن جان خود را در راه آزادی از دست داده اند. قتل هزاران زن در اروپا به بهانه سحر و جادو تا قتل صدها زن در جنگهای خونین خاورمیانه. تاریخ زنان کردستان نیز سرشار از رشادتها و قهرمانیها است. زنان درسیم و دره زیلان نمونه بارزی از این مقاومتها است. هر چند سخن گفتن از هریک از این عصیانها خود موضوع بحث دیگری است که در وصف این مقاله نمی گنجد و هدف از به سخن آوردن این عصیانها اشاره ای به مبارزات پایان ناپذیر زنان در برابر قدرت است.

می توان به صراحت گفت، یکی از فجایع در دویست سال اخیر پدید آمدن سیستم دولتی و پیامدهای مخرب آن بر جوامع بوده است که برای سلطه بر جامعه از تمامی امکانات خود استفاده می کنند تا آن را تحت انحصار و استثمار خویش قرار دهد و متاسفانه اولین هدف آنان زنان است. زنان از اولین قربانیان این لویاتان است. لویاتانی که تمامی ارزشهای مادی و معنوی جامعه را بلعیده تا این گونه به بقای خود ادامه دهد. البته دوران سیستم سرمایه داری اثرات مخرب دیگری هم دارد. کمرنگ شدن ارزشهای معنوی، تضعیف ملاکهای اخلاقی و سیاسی جوامع، نسل کشی های فرهنگی و فیزیکی، تخریب محیط زیست بخشی از فجایع این عصر است.  

یکی از استراتژیهای دولت در راستای استیلا بر جوامع تفرقه افکنی بین ملتهاست تا کشمکشها و جنگها تشدید شده و آنان در این میان از فرصت استفاده و ثروتها و ارزشهای آنان را به غارت برند. نمونه چنین سیاستی را هم اکنون در خاورمیانه مشاهده می کنیم. روز به روز بر شدت و گستره این جنگها افزوده شده است. دولتها و قدرتهایی که نه تنها در تلاش برای حل مسائل و جنگها بوده بلکه با دخالت در امور دولتها به این جنگها دامن می زنند. هم اکنون در خاورمیانه دو ایدئولوژی در حال جنگند. نیروها و احزاب دمکراتیک و مردمی و در مقابل، ذهنیت دولتی و سرمایه داری. به این دلیل که زنان از اولین کسانی هستند که در جنگها مورد سواستفاده قرار می گیرند برای مبارزه در برابر اقتدار خود را به اشکال متفاوت سازماندهی نموده اند و علی رغم برخی از نقاط ضعف، موفقیتها و دستاوردهای ارزشمندی هم داشته اند. در زمانه ای که روز به روز بر توحش و غارتگری دولتی افزوده می شود مبارزات زنان نیز به سطح بسیار خوبی رسیده است. اگر زنان را همانند یک ملت تعریف کنیم خواهیم دید که زنان هر یک از بخشهای دنیا به شیوه ای از سیستم اقتدار و ستم تحت تاثیر قرار گرفته اند. زنان کرد نیز از این قاعده مستثنی نبوده و بیش از زنان سایر نقط دنیا مورد ستم قرار گرفته اند. به این دلیل که کردها همانند ملتی صدها سال است در کانون جنگهای منطقه قرار دارد و به میدان قدرت نمایی دولتهای منطقه و فرامنطقه ای مبدل شده است. سالهاست که هویت و موجودیت آنان مورد انکار قرار گرفته است. اما با تاسیس پ.ک.ک (حزب کارگران کردستان) به رهبری عبدالله اوجالان بار دیگر خلقی که تا مرز نابودی سوق داده شده بود زنده شد. تولدی دوباره که نه تنها کورسویی برای خلق کرد بلکه برای همه خلقهای فرودست دنیا بود. فکر و فلسفه ای که دنیا را تغییر و به خود آورد و روح مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم، انکار و امحا را احیا نمود. زنان کرد هم که سالها همراه و همدوش مردان در برابر ستم مبارزه کرده بودند با تاسیس این حزب دسته دسته به صفوف آن ملحق شدند و روح، کرامت و اراده آنان بار دیگر احیا شد چرا که دشمن هویت و کرامت آنان را لگدمال کرده بود. رهبر آپو راه جدیدی پیش روی آنان گذاشت تا در برابر تمامی واپسگرایی و سنتهای ارتجاعی مبارزه نمایند و برای تمامی زنان دنیا الهام بخش باشند. بنابراین زنان آپوئی با مبارزه در برابر دشمن در سخت ترین شرایط پایداری اراده زنان را به جهانیان اثبات نمود. اینکه زنان ضعیف و شکننده نیستند بلکه ذهنیتی است که سیستم دولتی در جامعه نهادینه نموده تا زنان را در خانه محصور و پویایی آنان را تضعیف کنند.  

یکی از تفاوتهای بارز پ.ک.ک با سایر احزاب و سازمانها این است که آزادی زنان را شالوده فعالیتهای خود قرار داده است. به اعتقاد رهبر آپو" آزادی جامعه در راستای آزادی زنان است" تا زمانی که زنان به آزادی و جایگاه واقعی خویش در جامعه نائل نگردند نمی توان گفت آن جامعه آزاد است. یکی از پایه های اصلی پارادیگمای رهبری، آزادی زنان است. ارتش شدن زنان در سال 1993 نقطه عطفی در مبارزات زنان کرد بود. با ارتش شدن زنان سیستم خوددفاعی آنان تشکیل شد تا بدین ترتیب در برابر هر گونه تهاجم دشمن مبارزه کنند. زنان آپوئی در تمامی تصمیمات خود مستقل و دارای حق سخن هستند.  

زنان کرد اراده و توانمندی خود را در انقلاب باشکوه روژآوا نشان دادند. به همین دلیل این انقلاب به انقلاب زنان نام گرفت و این حقیقت بار دیگر آشکار شد که بدون اراده و حضور و مشارکت زنان هیچ گاه نمی توان به پیروزی ماندگاری دست یافت. چنین واقعیتی را در بسیاری از انقلابهای دنیا مشاهده نمودیم که صرفا استفاده نمادین و ابزاری از زنان هیچ گاه نمی تواند تضمین کننده پیروزی باشد.  

یکی از دولتهایی که پایه های قدرت خود را بر روی فرادستی و نادیده گرفتن حقوق انسانها بنا نهاده، ایران است. در ایران تلون فرهنگی و هویتی بسیار پررنگ است و اقلیتهای قومی و مذهبی فراوانی در آن زندگی می کنند اما دولت ایران تنها ایدئولوژی خود که همانا مذهب تشیع و دین اسلام است را بر جامعه حاکم نموده و این گونه فرهنگ و جامعه سایر هویتها و اقلیتها را نادیده گرفته و جامعه هتروژن  ایران را به جامعه ای  تک رنگ و هموژن مبدل نموده است. بعد از انقلاب ایران، دولتمردان آن برای تثبیت حاکمیت خود تمامی مخالفان و منتقدان خود را سرکوب، تبعید و به قتل رساند تا صدای آنان را از نطفه خفه کند. بسیاری از مخالفین به خارج ایران مهاجرت، بسیاری اعدام و برخی از آنان در سکوت و سازش با رژیم به زندگی خود ادامه دادند.  

در کردستان نیز سیاستهای کشتار و امحا با تمامی شدت خود آغاز و تا به امروز نیز تداوم یافته است. رژیمی که به بهانه های واهی خلق کرد را از قتل عام عبور داده تا به خیال خام خود به عمر خود بیافزاید. سالهاست رژیم ایران تحت لوای محارب، مفسد، تروریست و دهها بهانه دیگر مردم بی گناه کرد را به قتل می رساند. در برابر سیاستهای ضد انسانی رژیم ایران، خلق کرد ایستاری مبارز و مقاومتگر داشته و سر تعظیم فرو نیاورده است. در کردستان نیز سازمانها و احزاب متفاوتی در راستای حل مسائل کرد در ایران و شرق کردستان تاسیس شدند. حضور زنان نیز در احزاب کردی مهم است. چرا که زنان در ایران بیش از هر قشر دیگری مورد ظلم و تبعیض قرار گرفته اند و طبعا بایستی بیش از همه در برابر ذهنیت حاکم مبارزه کنند. هر چند شیوه حضور و مشارکت زنان در احزاب و سازمانها مهم است. چرا که استقلال در تصمیم گیری و اراده مندی بسیار مهم است چون این زنان در واقع پیشاهنگان مبارزه زنان جامعه هستند.

با نگاهی به وضعیت زنان در ایران و شرق کردستان به اهمیت سازماندهی زنان و انسجام و اتحاد آنان پی می بریم. به دلیل حاکمیت زن ستیز رژیم ایران و زیرپا نهادن حقوق زنان، آنان با مشکلات و مسائل بسیاری دست و پنجه نرم می کنند. در ایران نگرشی تبعیض آمیز نسبت به زنان وجود دارد که باعث شده از حضور در بسیاری از عرصه ها محروم گردند. با تشدید خشونتها و سرکوب زنان در سالهای اخیر سطح مبارزات زنان نیز افزایش یافته و علی رغم اقدامات و توسل به خشونت دولت، باز هم فریاد اعتراض خود را نشان داده اند. اما نکته مهمی که بایستی به آن اشاره نموده این است: تا زمانی که زنان ایرانی اعم از کرد، فارس، بلوچ، عرب و سایر اقلیتهای دینی و مذهبی با کنار گذاشتن برخی از اختلاف نظرها و تفاوتمندیها، قادرند سریعتر به پیروزی و موفقیت دست یابند.

کژار که سیستم کنفدرال دمکراتیک شرق کردستان است در سالهای اخیر در زمینه ایجاد بسترهای انسجام و اتحاد زنان اقدامات بسیاری از جمله برگزاری کنفرانس و جلسات انجام داده و می توان گفت  نتایج مثبتی داشته است. به اعتقاد کژار زنان در هر کجا و دارای چه دین و هویتی باشند مشکلات و مسائل آن مشترک است و بایستی برای آزادی خود مبارزات آنان نیز در یک جبهه باشد.  تمامی فعالیتهای کژار و کمیته های آن در راستای آزادی و حل مسائل مربوط به زنان است و هر زمان در راستای همگرایی و اتحاد زنان مبارزه خواهد نمود.

 

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید